RSS 

 تعداد بازديد کنندگان
11473

 بازديد امروز: 1

 بازديد ديروز: 13

 Atom 

  فرزاد خلفي

چون تنگدست شديد به صدقه دادن با خدا سودا کنيد . [نهج البلاغه]

خانه| مديريت| شناسنامه | ايميل


پيوندهاي روزانه

يادداشت هاي فرزاد خلفي [20]
ديکشنري 2 [35]
نارسيس [34]
ديکشنري [64]
دانشگاه ميشيگان - روابط بين الملل [26]
روابط بين الملل 2 [37]
نهاد هاي عمومي [22]
روابط بين الملل [62]
[آرشيو(8)]



درباره من

فرزاد خلفي
فرزاد خلفي[88]
در زمستان سال 57 در شهرستان ممسني به دنيا آمدم و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در زادگاهم گذراندم و تحصيلات دانشگاهي را در رشته مهندسي توليدات گياهي به اتمام رساندم و اکنون دانشجوي کارشناسي ارشد روابط بين الملل هستم. قريب به يک دهه فعاليت مطبوعاتي داشته ام و اولين کتاب خود را با عنوان توطئه هاي شيطاني در سال 76 تاليف و در سن نوزده سالگي منتشر کرده ام .

لوگوي من

فرزاد خلفي

 لينک دوستان


لوگوي دوستان



















آرشيو

زمستان 1384 [7]
بهار 1385 [4]
تیر ماه 1385 [5]
مرداد 1385 [7]
شهريور 85 [4]
ديدار با بهمن بيگي
آسمان و آزادي
منشور حقوق بشر کوروش
مهرانه [6]
مثنوی شیعه
با ولایتی [2]
زمستان 85 [4]
پدر تاریخ مطبوعات [3]
علامه طباطبایی مجسمه تقوا
مدل توسعه محور در سیاست خارجی
سیاست خارجی
آبان ماه [6]
زمستان 86 [5]
سازمان تجارت جهاني ، فرصت ها و تهديدها [7]
بازتاب اظهارات سروش درباره قرآن [12]


حضور و غياب

يــــاهـو


اشتراک

نام:

ايميل:

 


   [آرشيو شده ها]

وبلاگ جديد با


عنوان يادداشت هاي فرزاد خلفي


با آدرس


http://fkhalafi.blogfa.com



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 11:14 صبحدوشنبه 3 تير 1387

    هرچند روابط دو کشور ايران و مصر به عنوان کشورهاي قدرتمندمنطقه اي حايز اهميت است، ولي در شرايط کنوني و با توجه به متغيرهاي بين المللي، اين روابط مي تواند تهديدهايي را نيز به همراه داشته باشد که نيازمند مديريت ديپلماسي ج.ا.ايران براي مقابله با آنها وتبديل آنها به فرصت است.


موانع پيش روي تلاشهاي ايران براي برقراري روابط با کشورهاي عربي از جمله مصر را مي توان در موارد زير جستجو کرد:


1.مسئله  جزاير سه گانه  ايراني و تداوم ادعاهاي امارات درباره آن،


طرح ادعاهاي تکراري وواهي چندساله امارات مبني بر مالکيت جزاير سه گانه ايراني در نشست هاي متعدد شوراي همکاري خليج فارس و اتحاديه عرب و حمايت مصر به همراه ديگر کشورهاي عربي و گاها" موضع گيري دبير کل مصري اين اتحاديه بر عليه ايران درباره اين موضوع  قابل تامل وچالش زا است.


2.نگراني کشورهاي منطقه از خطر بروز درگيري جديد در منطقه به سبب تنش ميان  آمريکا و ايران بر سر موضوع هسته اي


    کشورهاي منطقه بشدت بيمناک از وقوع جنگي بين آمريکا و ايران هستند و از تبعات آن نگران بوده و سعي مي کنند در عين تامين منافع آمريکا در منطقه ظاهر روابط خود با ايران را حفظ کنند ولي هنوز  تا شکل گيري روابط مبتني بر همگرايي منطقه اي فاصله زيادي وجود دارد.


3. ترديد رهبران عرب درباره واقعيت اهداف پشت پرده نفوذ ايران در عراق، لبنان و فلسطين


    کشورهاي عربي از نفوذ ايران در کشورهاي  عربي  نگران و از گسترش مذهب شيعه و نفوذ آنها در قدرت سياسي بيم ناکند و از آنجا که نظام سياسي شيخي و پادشاهي دارند از حرکت هاي انقلابي در جنبش ها و نهضت هاي در حال شکل گيري احساس خطر مي کنند. آنها اعتماد لازم را نسبت به ايران ندارند و با توجه به نفوذ ايران در عراق ، لبنان و فلسطين با ديده ترديد به ايران مي نگرند.


نتيجه گيري :


  برقراري روابط سياسي بين دو کشور ايران و مصر در راستاي سياست همگرايي اسلامي و منطقه اي جمهوري اسلامي ايران قرار دارد و مصر به عنوان کشوري اسلامي و منطقه اي بي شک از اولويت هاي ساست خارجي ما مبتني بر قانون اساسي و سيات هاي کلي نظام است.


  ايران و مصر به عنوان دو قدرت منطقه اي و تاثيرگذار جهان اسلام،مي توانند با گسترش همکاري، منافع مشترک متعددي را از قبال اين روابط پيگيري نمايند که تحقق اين هدف مستلزم شناخت زمينه هاي متعدد واگرايي و همگرايي در روابط دو کشور و راه کارهاي پيش روي براي بهبود شرايط است.


   بهبود روابط در عين آنکه فرصت هايي براي ايران در منطقه و جهان عرب براي تقويت همگرايي و  دوستي پايدار فراهم مي کند چالش هايي نيز فراروي خود دارد . به همان اندازه که مصر از اسراييل فاصله بگيرد به همان ميزان مي تواند به ايران نزديک شود . به هر حال چشم انداز روابط ايران و مصر به انعطاف در رفتار سياسي هر دو طرف بستگي دارد .


 


 


 


 



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 12:31 عصريکشنبه 29 ارديبهشت 1387

 


فرصت هاي وزمينه هاي متعددي در مورد از سرگيري روابط ايران و مصر در شرايط کنوني و با توجه به وضعيت ج.ا.ايران در صحنه بين المللي قابل تصوراست که عبارتند از:


1. مبارزه با سياست انزواسازي ايران توسط آمريکا  


    از آنجا که مصر نزديک ترين کشورمنطقه در جهان اسلام ومنطقه به آمريکاست بهبود روابط ايران با اين کشور معادله را به نفع ايران تغيير خواهد داد و سياست انزواسازي آمريکا و به تبع آن فشارهاي وارده به کشورهاي منطقه براي کاهش جايگاه ايران به طور قابل ملاحظه اي کاهش مي يابد و با توجه به رقابت غعربستان با مصر در مقام شيخوخيت جهان عرب ، نفوذ ايران در منطقه نيز تقويت خواهد شد.


 


2. تقويت همگرايي منطقه اي


با توجه به وضعيت نامناسب امنيتي منطقه و حضور نيروهاي بيگانه درعراق و افغانستان و از سوي ديگر وخامت اوضاع در سرزمين هاي اشغالي تحولات منطقه به شدت به سمت تشتت و تشنج متمايل شده است. از اين رو، يکي از مهم ترين ابزارهاي کاهش بحران ها، ايجاد رابطه مستقيم با کشورهاي منطقه است که از قدرت اثرگذاري بالايي در منطقه برخوردارند و بي شک نقش مصر در منطقه وبرخورداري از سمت دبيرکلي اتحاديه عرب قابل توجه است.


ايران کشوري است که به هر حال به واسطه پرونده هسته اي آن وحمايتش از حزب ا... و حماس، هرچند با بحران ها و تهديدهاي بين المللي مواجه است اما از سوي ديگر  مصري ها به اين نتيجه رسيده اند که اوضاع کنوني منطقه به هيچ وجه به نفع مصالح آنها نيست و اگر قرار است از بحران هاي منطقه اي خود را دور نگه دارند، بايد با يکي از وزنه هاي تاثيرگذار منطقه يعني ايران رابطه برقرار کنند؛ يعني همان کاري که پيش از اين عربستان سعودي کرد. نزديکي مصر به ايران مي تواند از فشار و تهديدهاي اسرائيل و متحدانش بر مصر براي کنترل نوار مرزي خود با غزه و تداوم محاصره فلسطيني ها بکاهد و نوعي وزنه تعادل را بين مصر و اسرائيل برقرار سازد.(8) مصر از ايجاد رابطه با ايران منافع بسياري مي برد. مصر اکنون تحت فشار شديد ايالات متحده واسرائيل بر سر روند جريان صلح خاورميانه قرار دارد. واشنگتن و تل آويوهر دو قاهره را متهم مي کنند که بر سر قاچاق اسلحه از صحراي سينا به غزه اهمال کاري و کوتاهي مي کند. مصر تلاش دارد با استفاده از روابط خود با ايران، برگ برنده اي در برابر فشارهاي آمريکا و اسرائيل داشته باشد.


3. جلوگيري از رشد بنياد گرايي و  افراطگرايي فرقه اي در منطقه


برقراري روابط ميان ايران و مصر مي تواند تاثير مثبتي بر کاهش فعاليت هاي بنيادگرايانه و تهديدات نامتقارن از سوي گروههاي افراطي و   تنش هاي مذهبي ميان دو کشور و منطقه  داشته باشد. مصر مانند بسياري ازکشورهاي عربي ديگر منطقه از گسترش نفوذ و فعاليت شيعيان در کشورخود احساس نگراني مي کند به ويژه اينکه پس از پيروزي هاي حزب الله لبنان، گرايش به شيعيان به شدت افزايش يافته است. گسترش روابط ايران و مصر و برقراري روابط مسالمت آميز بين دو کشور مي تواند بيم مصر از رابطه اخوان المسلمين با ايران و تلاش اين گروه مذهبي براي سرنگوني حکومت را برطرف سازد و منجر به اعتماد سازي در روابط دوکشور شود.


4. تقويت همکاري هاي هسته اي بين دو کشور


مصر به دنبال دستيابي به فن آوري هسته اي است. تاکنون مصري هاتلاش هاي بسياري کرده اند که به اين تکنولوژي دست يابند، اما هر بار با مخالفت شديد اسرائيل و دنياي غرب مواجه شده اند. در زمان (انورسادات)، پافشاري مصر به دستيابي انرژي هسته اي، اين کشور را تا مرزيک جنگ تازه با اسرائيل پيش برد. مصري ها بخوبي مي دانند، هم غربي ها و هم روس ها براي رسيدن آنها به اين تکنولوژي مخالفت مي کنند. از اين رو به نفع خود مي دانند که با يک قدرت هسته اي که ازنفوذ قابل توجهي به ويژه در منطقه نيز برخوردار است، به همکاري بپردازند. ايران مي تواند يکي از اين گزينه ها باشد. نزديکي مصر به ايران مي تواند در کاهش فشارهاي مخالفان دستيابي اين کشور به انرژي هسته اي موثر واقع شود.



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 12:31 عصريکشنبه 29 ارديبهشت 1387

 دولت ميرحسين موسوي ورابطه با مصر :


 دولت ميرحسين موسوي در شرايطي بوجود آمد که کشور درگير جنگ تحميلي عراق بود و دولت مصر نيز در رديف حاميان صدام قرار گرفت ، سادات که بوسيله يکي از افسران اسلامگراي  ارتش به نام خالد اسلامبولي ترور شده بود جاي خود را به مبارک داد و اين تيرگي همچنان تداوم يافت .


دولت هاشمي رفسنجاني و رابطه با مصر :


       سياست‌ تنش زدايي هاشمي و بازخواني در تعريف منافع ملي از يک سو و فاصله گرفتن تدريجي مصريها از رژيم صهيونيستي براي احياي جايگاه خود در جهان عرب که به دليل نزديکي سادات به غرب و اسراييل تضعيف شده بود از  سوي ديگر به آرامي مواضع ايران ومصر را به هم نزديک کرد بر همين اساس در تاريخ هشتم ارديبهشت ماه 1370 دفتر حافظ منافع ايران و مصر در پايتخت‌ها‌ي دو کشور گشايش يافت و مقامات دو کشور در حاشيه اجلاس‌ها‌ي منطقه اي با يکديگر در خصوص مسائل مورد علاقه دو کشور گفتگو ‌کردند.


در پايان دهه 1980 نظام دو قطبي حاکم بر جهان - طي سالهاي پس از پايان جنگ دوم جهاني و اتحاد جماهير شوروي فرو پاشيدند و زمينه ساز هژموني جهاني آمريکا شدند. آمريکايي‌ها به گمان اينکه شرايط براي تغيير در جغرافياي خاورميانه و يکپارچه‌سازي آن مطابق منافع ايالات متحده فراهم گرديده است از طرح خاورميانه بزرگ سخن به ميان آورد. طرح خاورميانه بزرگ استقلال و تماميت ارضي کشورهاي بزرگ خاورميانه- شامل مصر، عربستان، سودان، سوريه و... را تهديد مي‌کرد و از پيدايي دولت‌ها و کشورهاي جديد بر مبناي قوميت‌ها، مليت‌ها و مذاهب خبر مي‌داد از اين رو اين فقط دولت‌هاي معارض آمريکا در خاورميانه نبودند که احساس ناامني مي‌کردند بلکه بيش از آنان دولت‌هاي دوست کاخ سفيد، از جمله مصر، احساس خطرمي‌کردند


    گسترش وسيع روابط ايران با عربستان سعودي، قطر، کويت، عمان، الجزاير و... تحت تاثير اين شرايط اتفاق افتاد و به گرمي تدريجي مناسبات مصر و ايران کمک زيادي کرد


   دولت خاتمي و رابطه با مصر:  


   با روي کار آمدن محمد خاتمي در انتخابات خرداد 1376، روابط دوکشور به سمت بهبود حرکت کرد و شخصيت هاي مختلف فرهنگي،علمي، ديني و سياسي دو کشور روابط خود را گسترش دادند تا بتواندزمينه ساز روابط سياسي مجدد دو کشور شود. در همين دوره دولت مصر ازدرخواست ايران براي پيوستن به (گروه 15) حمايت کرد و در جلسه اي که در خرداد ماه 1379 در قاهره منعقد شد، درخواست ايران عليرغم مخالفت کشورهاي آمريکاي لاتين که خواستار عضويت کلمبيا به جاي ايران در گروه بودند تصويب شد.


 ايران و مصر در فاصله سالهاي 1377 تا کنون همکاري‌هاي گسترده‌اي در خصوص مسايل بوسني و هرزگوين و کاهش آلام مردم در منطقه بالکان و نيز همکاري در طرح موضوع عاري سازي خاورميانه از سلاح‌هاي کشتار جمعي، دفاع از حقوق هسته‌اي اعضاي شوراي حکام انرژي اتمي، دفاع از حقوق مردم فلسطيني در قالب کميته قدس سازمان کنفرانس اسلامي و ساير موضوعات بشر دوستانه داشته‌اند.


وضعيت خاص حاکم به عراق سبب شد تا مقامات ايران و مصر براي اولين بار پس از سال 1339 که مصر روابط خود را با ايران قطع کرده بود در حاشيه اجلاس IT در ژنو در سال 1382 با يکديگر مذاکره کنند و روي بازگشايي سفارت خانه‌هاي دو کشور توافق نمايند..


اما تحول عملي در روابط ايران و مصر در حاشيه اجلاس وزراي خارجه کشورهاي سازمان کنفرانس اسلامي در شهر کوالالامپور به وقوع پيوست و آن زماني بود که دو وزير خارجه وقت ايران و مصر با يکديگرديدار کردند. (عمرو موسي) و (کمال خرازي) در اين ديدار به توافق رسيدند که هر چه زودتر روابط کامل سياسي ميان دو کشور را از سرگيرند. اما ناگهان اصرار حسني مبارک بر تغيير نام خالد اسلامبولي ازخياباني در تهران و مخالفت داخلي با آن در ايران، به عنوان يک مانع اساسي در راه فرستادن سفراي دو کشور نمود پيدا کرد.(6)


در چنين شرايطي و با مطرح شدن چنين خواسته اي از سوي مصري ها(و در مقابل درخواست ايران براي تغيير نام خيابان محمدرضا پهلوي درشهر مصر)، دو راه پيش روي دولت ج.ا.ايران قرار گرفته بود: يا اينکه به مصري ها بفهماند که نبايد مسئله بزرگ و با اهميتي چون روابط دو کشوررا به مسئله کوچکي چون نام خالد اسلامبولي و عکس وي در يکي ازخيابان هاي تهران ربط دهند، يا ديپلماسي داخلي خود را به کار بندد و ازطريق موسساتي چون شوراي شهر نام اين خيابان را تغيير دهد. در آن ايام دولت خاتمي کوشش هاي خود را در دو سو به کار برد و حتي به موفقيت هايي چون تغيير نام خيابانبه انتفاضه  از طريق شوراي شهر تهران نايل شد. اما اين موفقيت ها هرگز جامه عمل نپوشيد و در گرد و غبار حمله آمريکا به عراق و پايان رياست جمهوري خاتمي محو شد.


دولت احمدي نژاد و رابطه با مصر


دولت احمدي نژاد همچون دولت هاي قبلي خواهان گسترش روابط با مصر است و اقداماتي نيز در اين زمينه صورت گرفته است.(7) به گونه اي که رئيس جمهور درموضع گيري هاي خود اعلام کرد که در صورت همکاري طرف مصري حاضر است کمتر از  24 ساعت سفارت ايران در مصر را بازگشايي کند و حتي در صورت دعوت رسمي به اين کشور سفر نمايد. "محمود احمدي نژاد" رييس جمهور کنوني  درسفردوره اي اخير خود به کشورهاي حاشيه خليج فارس ( امارات و عمان) در سخناني آمادگي تهران را براي ازسرگيري روابط ديپلماتيک کامل با مصر اعلام کرد.


وزيرخارجه مصر درواکنش به اين اظهارات  احمدي نژاد تاکيد کرد: موضع رئيس جمهوري ايران جديد و مثبت است .ابوالغيط همچنين اعلام آمادگي کرد که با منوچهر متکي وزيرامورخارجه ايران در اين باره مذاکره کند.


تمايل ايران و مصر براي عادي کردن روابط در حال افزايش يافته است


سفر (حسين ضرار)، معاون وزير امور خارجه مصر در امور آسيا به تهران در پاسخ به سفر (عباس عراقچي) معاون سابق وزير خارجه ايران به قاهره که در چارچوب بررسي روابط دوجانبه و رايزني مستمر به منظور دست يابي به توافق ميان دو کشور و بهبود فضاي حاکم بر روابطدو کشور انجام شد و نيز سفر (علي اکبر محرابيان) وزير صنايع ايران وبعد از آن (علي لاريجاني) - نماينده رهبر انقلاب در شوراي عالي امنيت ملي - به مصر مي تواند به منزله حلقه هايي از زنجيره اقدامات ديپلماتيک براي ايجاد تفاهم و نزديکي ميان دو کشور به حساب آيد.


سفر علي لاريجاني به مصر و ديدارش با حسني مبارک، عالي ترين حضور يک مقام ايراني در مصر پس از 28 سال است که روابطديپلماتيک ميان تهران و قاهره قطع شده است ؛ هرچند اولين ديداررسمي رؤساي جمهور ايران و مصر - محمد خاتمي و حسني مبارک -در حاشيه اجلاس داووس سوئيس صورت گرفت.



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 12:30 عصريکشنبه 29 ارديبهشت 1387

 


با نگاهي به آنچه از نظر گذشت ، بررسي تاريخ روابط سياسي ايران و مصر در طول يکصد سال گذشته نشان مي دهد که اين روابط بيش از آنکه بر مبناي منافع ملي استوار باشد متاثر از برخي متغيرهاي منطقه اي و بين المللي بوده است.


پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 ميلادي( بهمن 1357)ومواضع جديد ايران درباره حقوق ملت فلسطين، روابط ايران ومصر به شدت تيره شد .


تيرگي اين روابط تا بدانجا رسيد که انور سادات رئيس جمهوري مصر در 25 آوريل سال 1980 در جريان حمله نافرجام کماندوهاي آمريکايي به طبس" شرق ايران" براي آزادي گروگان هاي آمريکايي در جريان تسخير سفارت آمريکا در تهران، تمام امکانات مصر را براي انجام اين حمله در اختيار آمريکا قرار داد.


روابط ايران و مصر به دليل شرايط سياسي  آن زمان موجب شد که هر دو کشور يکديگر را به دخالت در امور همديگر متهم کنند که نيز تعطيلي دفاتر حفاظت منافع ايران و مصر در تهران براي مدتي بود..


ساختار جمعيتي دو کشور وجايگاه ژئوپولتيکي ايران ومصر وقدرت تاثير گذاري دو کشور در حوادث منطقه اي وبين المللي و نقش فزاينده هريک از اين کشورها در جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامي جايگاه ويژه اي بخشيده که لزوم روابط حسنه را برجسته مي نمايد..


نقش دو کشور در حل مسائل مختلف جهان اسلام ومنطقه با آن سابقه فرهنگي و تمدني بالا ، هيچگاه قابل انکار نبود وقطع روابط به عنوان يک حلقه مفقوده در روابط جهان اسلام وجهان عرب تلقي مي شد.


سياست خارجي مصر متاثر از متغيرهاي بين المللي ومنطقه اي است و اين کشورهيچگاه بدون تاثير پذيري از قدرت هاي منطقه اي وخارجي هرگز نمي تواند سياست خارجي خود را بر اساس منافع ملي ومصلحت جهان اسلام تنظيم کند و حتي اين شائبه بوجود مي آيد که مصر بدليل دريافت کمک هاي مالي زياد از آمريکا و ترس از تقويت جايگاه گروه اخوان المسلمين نمي تواند با ايران رابطه برقرار کند.


مصرهمواره پيش شرط برقراري رابطه با ايران را حل اختلافات موجود ميان ايران و آمريکا مي داند واين موضوع مهمترين مانع بر سر راه برقراري رابطه ميان اين دو کشور اسلامي تلقي مي شود.


 


 



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 12:28 عصريکشنبه 29 ارديبهشت 1387

    سفر سادات به بيت‌المقدس و سپس انعقاد پيمان کمپ ديويد مقارن با وقوع انقلاب اسلامي ايران بود. از اين رو با پيروزي انقلاب، روابط تهران با قاهره در اعتراض به انعقاد اين معاهده قطع شد0


   انقلاب اسلامي، انقلابي ضدصهيونيستي و ضدامريکايي بود و طبعاً نمي‌توانست رابطه مثبتي با حکومت سادات که سرسپرده صهيونيستها شده بود داشته باشد. جمهوري اسلامي ايران ? ماه پس از پيروزي انقلاب و ?سال پس از بازگشايي مجدد مناسبات تهران و قاهره‌، روابط خود را با مصر به دستور امام خميني (ره‌) قطع کرد . متن کوتاه فرمان امام به وزير وقت خارجه بدين شرح بود.


جناب آقاي دکتر ابراهيم يزدي وزير امور خارجه‌


با درنظر گرفتن پيمان خائنانه مصر واسرائيل و اطاعت بي چون و چراي دولت مصر از آمريکا و صهيونيسم‌، دولت موقت جمهوري اسلامي ايران قطع روابط ديپلماتيک خود رابا دولت مصر بنمايد


 فرمان امام خميني به فاصله يک ماه از امضاي پيمان کمپ ديويد ميان انورسادات، ـ رئيس جمهور وقت مصرـ و مناخم بگين ـ نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي ـ صادر شد0


در پي صدور اين فرمان، روابط سياسي جمهوري اسلامي ايران و مصر در اعتراض به سازش قاهره با صهيونيستها قطع شد و هنوز اين رابطه به طور رسمي بازگشايي نشده است‌.


 



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 12:27 عصريکشنبه 29 ارديبهشت 1387

 


   با مرگ ناصر، معاون وي انورسادات‌، قدرت را در دست گرفت‌. اين تحولات سبب شد تا شاه ايران مناسبات از دست رفته خود در دوران ناصر را با نزديک شدن به سادات جبران کند. انگيزه‌هاي چندي نيز در اين تصميم به شاه کمک مي‌کرد. زيرا در  آخرين روزهاي حيات ناصر کسي بر کرسي زمامداري مصر تکيه زده بود که مانند شاه ايران مشتاق برقراري رابطه با اسرائيل بود، هرچند که درآن دوره به اقتضاي شرايط سياسي جرأت علني ساختن اين اشتياق را نداشت. در پي مرگ عبدالناصر، به دستور شاه‌، هويدا ـ نخست وزير وقت ايران ـ در مراسم تشييع جنازه ناصر در قاهره شرکت کرد و زمينه توسعه روابط آتي را فراهم آورد. سادات نيز در پاييز ????ش. به تهران آمد و شرايط سياسي براي ازسرگيري همکاري‌ها و مناسبات دو کشور مهيا شد. اقدام سادات در اخراج مستشاران روسي از مصرـ ???? ش. ـ و رويکرد وي به امريکا نيز سبب تحکيم هرچه بيشتر روابط دو دولت شد


   سادات پس از ناکامي در جنگ رمضان چههار سال بعد  يعني در پاييز ???? ش. در ناباوري ملتهاي مسلمان به اسرائيل سفر کرد، شاه ايران بعد از کارتر دومين رئيس کشوري بود که اين سفر را مورد حمايت قرار داد. شاه از مشوقان سادات در اين سفر و در تلاشهاي قاهره براي صلح با صهيونيستها بود. هنگامي که سادات در ?? خرداد ???? به تهران آمد، شاه تلاش کرد تا وي را به برقراري رابطه سياسي با رژيم صهيونيستي متقاعد سازد. مقامات قاهره بعدها به حمايت‌هاي شاه از سادات در ايجاد روابط با صهيونيستها اذعان کردند. به همين دليل سفر سادات به بيت‌المقدس که يکسال بعد صورت گرفت و همچنين پيمان کمپ ديويد که متعاقب آن در امريکا منعقد شد، از ابتداي شکل‌گيري تا مراحل نهايي آن، مورد حمايت شاه قرار داشت‌.



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 12:26 عصريکشنبه 29 ارديبهشت 1387


مقدمه :


      با نگاهي به هشت دهه روابط  ايران و مصر، صهيونيسم‌  متغير مهمي در تحکيم و يا گسست  اين روابط بوده است.   دريک مقطع تاريخي حکومت جمال عبدالناصر به دليل نزديکي محمدرضا پهلوي  با اسرائيل رابطه با  حکومت پهلوي را بهم زد  و در مقطعي ديگر  به دليل امضاي  پيمان کمپ‌ديويد و ارتباط مصري‌ها با صهيونيستها موجب  فاصله گيري  جمهوري اسلامي ايران  از حکومت مصر  و در نهايت قطع روابط سياسي شد. تنها پيش از تأسيس اسرائيل بود که رويکرد سياسي دو کشور ايران ومصر بايکديگر همسويي داشت وپادشاهي بودن هر دو سبب تحکيم پيوند آنها شده بود .


    در اين تحقيق علاوه بر نگاهي به روابط ايران و مصر در  دوره پهلوي اول و دوم فرصت ها و چالش هاي روابط اين دو کشور ، در طول سه دهه  حيات نظام جمهوري اسلامي ايران بررسي مي شود وعلل و عوامل عدم بهبود روابط دو کشور بر شمرده مي شود.  .


 روابط مصر و پهلوي اول


    کشور مصر در زمستان سال ???? ش. استقلال خود را از انگلستان به دست آورد. با اعلام خاتمه رژيم تحت الحمايگي انگليس بر مصر درسوم بهمن اين سال و اعلام استقلال مصر، دولت ايران بلافاصله اين کشور را به رسميت شناخت و سرکنسولگري خود را در قاهره به سفارت ارتقاء داد. در آن زمان به تازگي رضاخان در ايران کودتا کرده بود؛ احمدشاه آخرين سالهاي حکومت خود را پشت سر مي‌گذاشت و کابينه‌هاي کوتاه مدت تحت سلطه رضاخان بر کشور حکمراني مي‌کردند0روابط ايران ومصر تاپيش از آن در حد سفارت نبود.


مناسبات رضاخان با حکومت ملک فؤاد در مصر صميمي بود. در مجموع‌، روابط تهران وقاهره از ???? ش . که سفارت ايران در مصر داير شد، تا ???? ش. که حکومت سلطنتي در اين کشور منقرض گرديد، دو ويژگي اصلي داشت‌: اول، همکاري ‌مثبت دولتي و مناسبات صميمي در سطح دو حکومت و دوم، مبارزه مشترک دو حکومت با اسلام‌خواهي مردم‌. هم حکومت پادشاهي هر دو کشور و سلطه انگليس بر هر دو نظام‌ و هم مبارزه مشترک آنها با اسلام‌گرايي در کشورشان موجبات گرمي مناسبات را فراهم آورده بود0


     رضاخان در ايران‌، آتاتورک در ترکيه‌، امان الله خان در افغانستان و خاندان ملک فؤاد و ملک فاروق در مصر مشغول اسلام‌زدايي بودند. همه بر طبل جدايي دين از سياست مي‌کوبيدند و اسلام درباري، سازشکاري و بي تحرکي را ترويج مي‌کردند. تبليغ بي حجابي‌، رواج بي ديني‌، سرکوب روحانيون و اسلام‌شناسان‌، رواج مفاسد اخلاقي‌، بها دادن به چهره‌هاي فرنگ رفته و تلاش براي کمرنگ ساختن مظاهر اسلامي‌، ويژگي اين کشورها طي سه دهه اول قرن جاري شمسي بود


يکي ازدلايلي که به طور موقت به تحکيم روابط تهران وقاهره انجاميد، نيز ازدواج محمدرضا پهلوي ـ وليعهد وقت ايران ـ با فوزيه ـ دختر ملک فؤاد و خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ـ در اسفند ???? بود‌. اين ازدواج که دو سال ونيم قبل ازسقوط رضاخان و تبعيد اوبه آفريقاي جنوبي صورت گرفت‌، تنها ?? سال دوام آورد و در ???? ش. به متارکه انجاميد و روابط دو دولت مصر و ايران را به سردي کشاند


    در سالهاي جنگ دوم جهاني هر دو ملت مصر وايران از اشغال‌گران انگليسي در رنج بودند. دولت‌هاي هر دو کشور نيز عليرغم سلطه انگليس، نيم نگاهي هم به آلمان هيتلري داشتند. حضور نيروهاي انگليسي در مصر و در کانال سوئز در گرايش به هيتلر بي‌تأثير نبود. در ايران، اين گرايش بابرکناري رضاخان توسط متفقين و جايگزيني محمدرضا‌، خنثي شد


 روابط مصر و پهلوي دوم:


   در پي سقوط ملک فاروق در تابستان ???? ش. و به قدرت رسيدن نظاميان چپگرا از جمله ژنرال محمد نجيب و جمال عبدالناصر، روابط تهران وقاهره تيره شد. حکومت ايران دولت هم‌پيمان خود را در مصر از دست داده و دولت ديگري در ضديت با نظام سلطنتي و انگيزه‌هاي سوسياليستي و چپگرايانه به قدرت رسيد. حکومت جديد مصر با مخالفين شاه از جمله مصدق، روابطي برقرار کرد . حکومت مصر پس از سقوط ملک فاروق، از مبارزات ملي شدن صنعت نفت ايران حمايت مي‌کرد. بر همين اساس، سفردکتر محمدمصدق ـ نخست وزير وقت ايران ـ به قاهره با استقبال جمال عبدالناصر و ديگر مقامات مصري روبه رو شد، اما کودتاي ?? مرداد ???? و بازگشت شاه بهبود مناسبات دو کشور را از بين برد


     بدبيني جمال عبدالناصر نسبت به شاه‌، جاي گرفتن دو رژيم در دو بلوک‌ سياسي متفاوت ـ شرق وغرب ـ اختلاف ناصر بارژيم صهيونيستي، هم‌پيماني شاه با صهيونيست‌ها و عوامل ديگر، به دوري تدريجي تهران و قاهره انجاميد. اتحاد جماهير شوروي و ساير دولت‌هاي کمونيستي‌، به تدريج با مصر متحد شدند. در مقابل امريکا، انگليس، اسراييل و ساير رژيمهاي غربگرا، نيز با شاه متحد شدند. تحت تأثير اين تحولات، دهه ?? شمسي‌، دهه روابط تيره ايران ومصر بود. در اين دهه پيمان انگليسي و ضدکمونيستي بغداد، که به سنتو تبديل شد (????ش.)؛ جنگ فرانسه، انگليس و اسرائيل عليه مصر در مسأله ملي شدن کانال سوئز (????ش.)؛ اعلام دکترين ضدکمونيستي آيزنهاور (????) دخالت نظامي آمريکا در لبنان (????)؛ تشکيل جمهوري متحده عربي در مصر وسوريه (????ش.) ؛ برقراري روابط بين ايران و رژيم صهيونيستي (????ش.) و افزايش ناگهاني صادرات نفت ايران به اسرائيل (????ش.) را شاهد هستيم‌


از تيرگي تا  قطع رابطه سياسي مصر با ايران‌


   درتابستان ????ش. جمال عبدالناصر در پي نطق شديداللحني عليه حکومت شاه‌، دستور قطع رابطه سياسي با تهران رابه دليل هم‌پيماني شاه با اشغالگران صهيونيست صادر کرد.


جمال عبدالناصر در نطق خود شاه را همدست صهيونيستها ناميد واين همدستي را مغاير با آرمان کشورهاي عربي و اسلامي تلقي کرد. متعاقب اين اقدام ناصر، شيخ شلتوت رئيس دانشگاه الازهر نيز طي تلگرامي به شاه ـ ?مرداد ???? ـ اقدام وي را در شناسايي سياسي رژيم صهيونيستي و ايجاد رابطه سياسي با اين رژيم، را خيانت به مسلمين ناميد و از وي انتقاد کرد. شاه نيز ? روز بعد در پاسخ به تلگرام رئيس الازهر اعلام کرد شناسايي اسرائيل توسط ايران‌، ?? سال قبل صورت گرفته و اکنون اتفاق تازه‌اي نيفتاده است‌


   روابط مصر باتهران ?? سال قطع بود. تااينکه  شهريور ????، يک ماه پيش از مرگ ناصر و هنگامي که سادات در دوره بيماري منجر به فوت ناصر زمام امور را به دست گرفته بود، رابطه دو کشور مجدداً برقرار شد.


با وجود اين قطع رابطه، شاه نه تنها قدمي از دوستي با اسرائيل فاصله نگرفت، بلکه هر روز پيوندهاي پنهان و آشکارش با صهيونيستها مستحکم‌تر مي‌شد و حتي تلاش مي‌کرد تا نقش ژاندارم منطقه را براي واداشتن دولتهاي عرب به همزيستي مسالمت‌آميز با اسرائيل ايفا کند


    در ?? مرداد ????، اتحاديه عرب بااعمال نفوذ جمال عبدالناصر- به نشانه دشمني با هم پيمان شاه ايران واسراييل - ، نام خليج فارس را به نام جعلي «خليج عربي‌» تغيير داد وکنفرانس حقوقدانان عرب نيز در ???? ش. تحت نفوذ ناصر، براي نخستين بار از خوزستان ايران با نام جعلي «عربستان‌» ياد کردند. اين اقدامات که با پوشش «پان عربيسم‌» تبليغ مي‌شد، از سويي شکاف بيشتر بين شاه و ساير رژيم‌هاي عرب را در پي داشت و از سوي ديگر به حمايت بيش از پيش امريکا و رژيم صهيونيستي از شاه انجاميد


    شکست جمال عبدالناصر و ديگر دولتهاي هم پيمان از رژيم صهيونيستي در جنگ ?روزه (????ش.) آسيب بزرگي به تفکر ناصريسم در منطقه وارد آورد. ناصر پس از اين جنگ، در انزوا قرار گرفت. از سوي ديگر شاه نيز براي آن که در معرض نفرت ملتهاي مسلمان قرار نگيرد، در عين حفظ    مناسبات پنهان خود با صهيونيستها، گاه و بيگاه عليه آنان موضعگيري مي‌کرد. از جمله اين که همواره خواستار عقب‌نشيني نيروهاي صهيونيستي به مرزهاي اشغال شده در جنگ ?روزه مي‌شد و يا اقدام صهيونيستها در به آتش کشيدن مسجدالاقصي ـ ????ش. ـ را محکوم کرد و حتي در شکل‌گيري سازمان کنفرانس اسلامي که نتيجه همان آتش‌سوزي بود، نقش مديريتي داشت‌


 



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 12:25 عصريکشنبه 29 ارديبهشت 1387

 





فرا رسيدن بهار طبيعت و آغار سال نو بر همه ايرانيان مبارک باد



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 9:13 صبحسه‏شنبه 28 اسفند 1386

   [آرشيو شده ها]