امروز هفتم تير ماه سالروز شهادت آيت الله دکتر سيد محمد حسيني بهشتي و ياران حزب جمهوري اسلامي است. تاريخ نشان داده که کودتا ها و انقلاب ها و حوادث پس از آن با ترور و خونريزي همراه بوده است و انقلابي ها که از هر کيش و آييني هستند چون منافع خود را در راستاي اهداف مردم و رهبران بزرگ نمي بينند دست به ترور شخصيت ودر نهايت به ترور فيزيکي روي مي آورند و بهشتي به عنوان مهمترين طراح و برنامه ريز نظام نوپاي جمهوري اسلامي قرباني عمل زشت اين تروريست ها شد.
بهشتي از معدود روحانيوني بود که از تحصيلات دانشگاهي برخوردار بود ، مدتي را به عنوان دبير زبان انگليسي در دبيرستان دانش اصفهان سپري کرده بود و با سفر به انگلستان و آلمان با دنياي غرب حداقل از بعد فرهنگي و اجتماعي آشنايي داشت. او براي دوست و دشمن مغز متفکر انقلاب و موتور محرکه نظام به شمار مي آمد .
از نقش ويژه وي در انشاء و تدوين قانون اساسي سخن بسيار گفته اند اما وجه تمايز بهشتي با ديگر همرزمان و هم قطاران او قدرت بالاي حسابگري ، مساءله شناسي و آميختگي روح تعهد با روشنفکري بود . روحانيوني متعدي درآن زمان بودند که از بيماري جمود فکري و جامد مغزي رنج مي بردند .اما حساب بهشتي از بقيه جدا بود .
بهشتي به دموکراسي اعتقاد راسخ داشت و بر اين نظر بود وقتي مردمي اکثريت مسلمان ،جمهوريت را به عنوان شکل حکومت مي پذيرند حکومت خود به خود اسلامي مي شود چرا که فرهنگ و باور هاي ديني مردم اجازه نخواهد داد که قانوني ضد دين نوشته و يا اجرا شود .
بهشتي بر اين باور بود که دين آمده است به مردم خدمت کند و بشريت را به سر منزل سعادت رهنمون دارد. دین سعادت زا نه سعادت زدا ، دین مردمی نه دین حکومتی که متکی به قوه قهریه و اجبار است واز شکم خود استبداد را می زاید. شهات بهشتی برای انقلاب بسیار زیان بار بود . همچنان که شهادت مطهری نیز یک ضربه بود که اثرات آن را در ازدیاد آفت ها و آسیب های انقلاب می توان دید. با شهادت این دو پشتوانه نظری و راهبردی انقلاب دچار آسیب شد و از سوی دیگر چهره منافقانه کسانی ،که بهشتی را آماج تهمت ها و توهین ها کرده بود و در کشور بسیاری از مردم ساده دل را فریب داده بود آشکار ساخت . یاد بهشتی و یاران او پر فروغ باد.