RSS 

 تعداد بازديد کنندگان
11476

 بازديد امروز: 4

 بازديد ديروز: 13

 Atom 

  فرزاد خلفي

يا دانشمند باش يا دانشجو يا شنونده و يا دوستدار و پنجمي مباش که هلاک مي گردي . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]

خانه| مديريت| شناسنامه | ايميل


پيوندهاي روزانه

يادداشت هاي فرزاد خلفي [20]
ديکشنري 2 [35]
نارسيس [34]
ديکشنري [64]
دانشگاه ميشيگان - روابط بين الملل [26]
روابط بين الملل 2 [37]
نهاد هاي عمومي [22]
روابط بين الملل [62]
[آرشيو(8)]



درباره من

فرزاد خلفي
فرزاد خلفي[88]
در زمستان سال 57 در شهرستان ممسني به دنيا آمدم و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در زادگاهم گذراندم و تحصيلات دانشگاهي را در رشته مهندسي توليدات گياهي به اتمام رساندم و اکنون دانشجوي کارشناسي ارشد روابط بين الملل هستم. قريب به يک دهه فعاليت مطبوعاتي داشته ام و اولين کتاب خود را با عنوان توطئه هاي شيطاني در سال 76 تاليف و در سن نوزده سالگي منتشر کرده ام .

لوگوي من

فرزاد خلفي

 لينک دوستان


لوگوي دوستان



















آرشيو

زمستان 1384 [7]
بهار 1385 [4]
تیر ماه 1385 [5]
مرداد 1385 [7]
شهريور 85 [4]
ديدار با بهمن بيگي
آسمان و آزادي
منشور حقوق بشر کوروش
مهرانه [6]
مثنوی شیعه
با ولایتی [2]
زمستان 85 [4]
پدر تاریخ مطبوعات [3]
علامه طباطبایی مجسمه تقوا
مدل توسعه محور در سیاست خارجی
سیاست خارجی
آبان ماه [6]
زمستان 86 [5]
سازمان تجارت جهاني ، فرصت ها و تهديدها [7]
بازتاب اظهارات سروش درباره قرآن [12]


حضور و غياب

يــــاهـو


اشتراک

نام:

ايميل:

 


آيت الله توسلي عضو ارشد مجمع روحانيون و مسئول دفتر امام خميني امروز بر اثر عارضه قلبي  درگذشت.


وي نامزد مجمع روحانيون مبارز تهران در انتخابات مياندوره اي مجلس خبرگان رهبري بود.


وي که عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام بود ، در جلسه امروز مجمع دچار حمله قلبي شد و درگذشت.


                                       .




پيکر آيت الله توسلي به بيمارستان شوريده منتقل شد / حضور هاشمي رفسنجاني در بيمارستان شوريده 
  پيکر آيت الله توسلي که امروز در جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام دچار حمله قلبي شده و درگذشت ، به بيمارستان شوريده منتتقل شد.


براساس خبر خبرنگار "نوانديش" در حال حاضر آيت الله هاشمي رفسنجاني رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در کنار پيکر مرحوم آيت الله توسلي حضور يافته است. 


حضور شخصيت هاي نظام در کنار پيکر آيت الله توسلي 
   جمعي از شخصيت هاي برجسته نظام در بيمارستان شهيد شوريده که پيکر آيت الله توسلي به آنجا انتقال يافته است حضور يافتند.


به گزارش "نوانديش" اين شخصيت ها عبارتند از : آيت الله هاشمي رفسنجاني ،حجت الاسلام و المسلمين  سيد محمد خاتمي ، حجت الاسلام و المسلمين  سيد حسن خميني ، حجت الاسلام و المسلمين  علي اکبر ناطق نوري ، غلامعلي حدادعادل ، حجت الاسلام و المسلمين  موسوي لاري ، حجت الاسلام و المسلمين  قدرت الله عليخاني ، مرتضي حاجي ، حجت الاسلام و المسلمين  امام جماراني ، حجت الاسلام و المسلمين  عيسي ولايي ، احمد مسجد جامعي ، حجت الاسلام و المسلمين  سراج الدين موسوي ، حجت الاسلام و المسلمين  محمد مقدم ، حجت الاسلام و المسلمين  محمد علي صدوقي، حجت الاسلام و المسلمين  محمدعلي ابطحي، مهدي هاشمي و...


گفتني است مراسم تشييع آيت الله توسلي فردا از کنار حسينيه شماره 1 جماران آغاز و پيکر آن مرحوم در جوار حرم حضرت امام خميني(ره) به خاک سپرده خواهد شد.


درگذشت  آيت الله توسلي در پي بي حرمتي به بيت امام


عصر ايران: عليخاني درباره علت اين حادثه افزود: آيت الله توسلي هنگام  اعتراض نسبت به  توهين هاي اخير به بيت امام در جلسه  مجمع تشخيص مصلحت نظام ،  دچار عارضه قلبي شد.


- قدرت الله عليخاني نماينده بويين زهرا و آوج در مجلس گفت: آيت الله توسلي از اعضاي بيت امام که عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز بود صبح امروز در نشست مجمع تشخيص مصلحت نظام دچار عارضه قلبي شديد شد.


وي گفت: بر اساس آخرين خبرها احتمالا ايشان بر اثر سکته قلبي رحلت کرده است.


عليخاني درباره علت اين حادثه افزود: آيت الله توسلي در حالي که به شدت از توهين هاي اخير به بيت امام عصباني و در حال اعتراض خود در مجمع بود دچار عارضه قلبي شد.


عليخاني گفت: قطعا خون اين فقيه وارسته بر گردن کساني است که زمينه بي حرمتي به بيت امام را فراهم آورده اند.


پيام تسليت رهبر معظم انقلاب به مناسبت درگذشت مرحوم توسلي


حضرت آيت‌الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي ارتحال عالم مکرم جناب حجت‌الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمد رضا توسلي (ره) را تسليت گفتند. 


 متن پيام به اين شرح است :


بسم الله الرحمن الرحيم


با تاثر و تاسف از ارتحال جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ محمد رضا توسلي (ره) اطلاع يافتم ، اين عالم محترم از شاگردان امام راحل رضوان الله عليه و از نخستين پيوستگان به نهضت عظيم آن بزرگوار بودند و پس از انقلاب تا آخرين لحظات حيات مبارک آن قائد عظيم الشان درخدمت ايشان حضور داشتند .


 اميد است در نشاه ي آخرت هم با آن بزرگوار محشور باشند انشا الله.


اينجانب مصيب وفات آن عالم مکرم را به همسر و فرزندان معزز و ديگر بازماندگان و نيز به دوستان و ارادتمندان ايشان تسليت مي گويم و رحمت و مغفرت الهي را براي آن مرحوم و صبر و اجر براي خانواده ي مصاب مسئلت مي کنم.


سيد علي خامنه اي
27 بهمن ماه 1386 



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 7:9 عصرشنبه 27 بهمن 1386

 


 


کدام دانه فرو رفت در زمين که نرست؟
اگر اين باور نبود، هيچ چيز به تلخي مرگ نبود.


 در چنين مرگ هاي تکان دهنده اي انگار از تسليت هم کاري بر نمي آيد.


چگونه مي توان تسليت گفت. وقتي سرو سبزي بر خاک مي افتد.


ياد آيت الله مجتهدي تهراني و دکتر سيد جعفر شهيدي


از دانشمندان علم و عمل در دل يا ماندگار باد.



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 6:14 عصرسه‏شنبه 25 دي 1386


انتخابات رياست جمهوري آمريکا:
«اوباما» با شعار «گفتگوي بدون پيش شرط با ايران» پيشتاز شد



• در نخستين مرحله از انتخابات مقدماتي نامزدهاي دو حزب رقيب دموکرات و جمهوريخواه امريکا که روز پنجشنبه به روش سنتي در انجمن هاي حزبي ايالت آيوا برگزار شد، باراک اوباما از حزب دموکرات و مايک هاکابي از حزب جمهوريخواه از رقيبان خود پيشي گرفتند. در اين راي گيري مقدماتي که نقش نمادين مهمي در انتخابات درون حزبي امريکا بازي مي کند، هيلاري کلينتون نه تنها با فاصله ? درصد از اوباما عقب افتاد. اوباما خواهان گفتگوي بدون پيش شرط با ايران «در بالاترين سطوح» است ..


در نخستين مرحله از انتخابات مقدماتي نامزدهاي دو حزب رقيب دموکرات و جمهوريخواه امريکا که روز پنجشنبه به روش سنتي در انجمن هاي حزبي ايالت آيوا برگزار شد، باراک اوباما از حزب دموکرات و مايک هاکابي از حزب جمهوريخواه از رقيبان خود پيشي گرفتند.
در اين راي گيري مقدماتي که نقش نمادين مهمي در انتخابات درون حزبي امريکا بازي مي کند، هيلاري کلينتون نه تنها با فاصله 8 درصد از اوباما عقب افتاد بلکه با فاصله اندک ?/? درصد از جان ادواردز نيز عقب ماند.
در حزب جمهوريخواه نيز ميت دامني فرماندار پيشين ايالت ماساچوست از مايک هاکابي فرماندار پيشين ايالات آرکانزاس شکست خورد و فرد تامسون مقام سوم را به دست آورد.
اوباما پس از کسب پيروزي در نخستين آزمون مقدماتي انتخابات رياست جمهوري امريکا که قرار است در ماه نوامبر سال جاري ميلادي برگزار شود، گفت به رغم بدبيني ديگران امريکا شاهد يک روز تاريخي بود. وي که در صورت پيروزي در انتخابات نوامبر نخستين رئيس جمهور سياه پوست امريکا خواهد بود، گفت؛ «ما در حال انتخاب اميد به جاي ترس هستيم. ما وحدت را به جاي تفرقه برمي گزينيم و اين پيام قوي را ارسال مي کنيم که امريکا شاهد تغيير و تحول خواهد بود.» اوباما سناتور ?? ساله که از پدر سياه پوست کنيايي و مادر سفيدپوست امريکايي به دنيا آمده، با مطرح کردن پيام اميد و تغيير نشان داد که تهديدي واقعي براي سياستمداران سنتي دموکرات است به طوري که در موفقيت پيام هيلاري کلينتون که مدعي تجربه و مهارت در سياست امريکا بود شک و ترديد به وجود آورده است. هيلاري زن اول امريکا در زمان رياست جمهوري بيل کلينتون اکنون بايد خود را براي آزمون بعدي در نيوهمپشاير آماده کند که روز سه شنبه هفته جاري شاهد نخستين انتخابات مقدماتي به روش راي گيري براي انتخاب نامزدهاي جمهوريخواه و دموکرات خواهد بود. نيوهمپشاير ايالتي است که شانس پيروزي بيل کلينتون را در رقابت هاي انتخاباتي ???? احيا کرد و اکنون نيز هيلاري مي تواند اميدوار باشد که اين ايالت فاصله آراي او را با دو رقيب ديگر پر خواهد کرد. کلينتون تاکيد کرد به رغم ناکامي اوليه هنوز نسبت به جلو افتادن از رقيبانش در رقابت هاي سراسري در سطح کشور «خوشبين» است.
در همين حال در اردوگاه جمهوريخواهان نيز مايک هاکابي که پيش از اين مبلغ کليساي انجيلي بود در انجمن هاي حزبي رقيب خود ميت دامني را شکست داد. هاکابي پس از کسب پيروزي در ميان هوادارانش که او را با کف و سوت تشويق مي کردند، گفت؛«آنچه امشب شاهدش بوديم روز جديدي در سياست امريکا است.» وي افزود؛ «اين روزي است که در آيوا آغاز مي شود، ولي به اينجا ختم نمي شود. اين روند مسير طولاني خود را در ساير ايالت ها نيز طي خواهد کرد تا سرانجام يک سال بعد در خيابان پنسيلوانيا (آدرس کاخ سفيد) خاتمه يابد.»
در همين حال «کريستوفر داد» و «جوزف بايدن» سناتورهاي دموکرات به عنوان دو قرباني راي گيري پنجشنبه شب به خاطر تعداد کم طرفداران خود از دايره رقابت ها خارج شدند. انتخابات سنتي آيوا اين بار از نظر تعداد شرکت کنندگان هر دو حزب دموکرات و جمهوريخواه شاهد تحول جديدي بود به طوري که بيش از ?3? هزار تن از طرفداران نامزدهاي دموکرات در انجمن هاي حزبي حضور يافتند در حالي که در سال ???? تعداد ??? هزار نفر شرکت کرده بودند. در ميان جمهوريخواهان نيز حدود ??? هزار تن از حاميان اين حزب در اين انجمن ها حضور يافتند در حالي که آخرين رکورد آنها 8? هزار و ??? نفر در سال ???? بود.
تحليلگران مي گويند با توجه به اينکه ايالت آيوا يکي از ايالت هايي است که بالاترين ميزان جمعيت سفيدپوست را دارد، پيروزي اوباما پاسخي قوي به اين پرسش بود که آيا امريکا آمادگي انتخاب يک فرد سياه پوست را به رياست جمهوري خود دارد يا خير. اين انتخابات به خوبي نشان داد که نژاد عامل مهمي در اين رقابت نبوده است، چنان که شکست هيلاري کلينتون حتي در ميان راي دهندگان زن نشان داد امريکايي ها چندان تمايلي براي انتخاب يک زن به رياست جمهوري ندارند. نظرسنجي هايي که از راي دهندگان انجمن هاي حزبي صورت گرفته همچنين نشان مي دهد که اوباما حمايت بسياري از مستقل ها را نيز کسب کرده است. اين تحول از اين جهت حائز اهميت ويژه است که رقيبان او تاکيد داشتند وي قادر نخواهد بود در انتخابات سراسري پيروز شود.
پيروزي اوليه مايک هاکابي بر ميت دامني در حزب جمهوريخواه نيز بسيار مهم ارزيابي شده است. هاکابي حتي پيشتر گفته بود پيروز شدن او در آيوا نوعي معجزه خواهد بود. وي که در گذشته کشيش بوده، از ستاد انتخاباتي بسيار کوچک تر و منابع مالي کمتري نسبت به ميت دامني برخوردار است. کارشناسان مي گويند شکست در انجمن هاي آيوا لزوماً به معناي شکست کامل براي نامزدهاي انتخاباتي نيست، اما پيروزي در آيوا از لحاظ تبليغاتي و مالي براي کانديداهاي رياست جمهوري امريکا از اهميت زيادي برخوردار است.
مرحله بعدي انتخابات مقدماتي رياست جمهوري امريکا روز سه شنبه آينده در ايالت نيوهمپشاير برگزار خواهد شد.
گفت وگوي مستقيم در بالاترين سطح با ايران
سناتور باراک اوباما مي گويد در صورتي که به عنوان رئيس جمهور امريکا انتخاب شود خود را درگير يک ديپلماسي ابتکاري شخصي بسيار فعال در ارتباط با ايران مي کند. وي گفته در ازاي توقف مداخلات ايران در عراق، همکاري براي مبارزه با تروريسم و نيز فعاليت هاي اتمي مشوق هاي اقتصادي براي ايران در نظر خواهد گرفت و قول خواهد داد موضوع تغيير رژيم ايران را از دستور کار خارج کند. اوباما طي مصاحبه يک ساعته يي تصريح کرد در دستور کار قرار دادن رابطه دگرگونه يي با ايران محور اساسي کليه تلاش هايي خواهد بود که او براي آرام کردن عراق و تنظيم زمان بندي خروج سريع نيروهاي نظامي امريکايي از اين کشور در نظر گرفته است. به گفته اوباما، ايران با حمايت از گروه هاي نظامي شيعه عراق عملاً از خود «بي مسووليتي» نشان داده است و موضوع مظنون بودن ايران به ساخت سلاح هاي هسته يي و حمايت از فعاليت هاي تروريستي موضوعات نگران کننده بسيار جدي هستند. با اين حال اوباما از اين ايده دفاع کرد که حمايت ايراني ها از گروه هاي نظامي عراقي عکس العمل نگراني اين کشور از سياست هاي دولت بوش در منطقه بوده است و اظهارات امريکايي ها مبني بر حمله نظامي به تاسيسات هسته يي ايران اين نگراني ايراني ها را تشديد مي کرده.
اوباما با تاکيد بر اينکه مذاکرات بدون پيش شرط با ايران را برنامه ريزي کرده است، افزود؛ در صورتي که ايراني ها رفتار خود را تغيير دهند مي توان پاداش هايي را براي ايران در نظر گرفت از جمله عضويت در سازمان تجارت جهاني، مشارکت در منافع اقتصادي و دريافت تضمين هاي امنيتي.
اوباما در مصاحبه يي که در يکي از ستادهاي انتخاباتي اش برگزار شد گفت ما مي خواهيم با دادن برخي اطمينان ها به ايراني ها يک اراده خوب و قابل اعتماد را به آنها نشان دهيم. «من فکر مي کنم براي ما مهم است تا اين سيگنال را به ايراني ها بدهيم که قصد نداريم همه چيز را براساس تغيير رژيم تفسير کنيم اما انتظار داريم رفتارهاي ايران تغيير کند. هر چند براي هر تغيير رفتار ما در ايران چماق ها و هويج هاي زيادي برايشان در دسترس داريم.»
اوباما در جريان مبارزات انتخاباتي اش در مقايسه با هيلاري کلينتون و ديگران همواره از ابتکارهاي جدي ديپلماتيک براي تغيير جهت گيري سياست خارجي دفاع کرده و به صراحت از مذاکره بدون شرط با کشورهايي مانند ايران، کره شمالي و سوريه سخن گفته است.
اين پيشنهاد اوباما به عنوان يکي از جنجال برانگيزترين موضوعات انتخاباتي در امريکا باعث شده تا هيلاري کلينتون بپرسد طرح چنين موضوعاتي صرفاً براي داغ کردن بحث هاي انتخاباتي اوباما است يا واقعاً امکان عملي شدن دارد و نيز اينکه اوباما که فقط اولين دوره سناتوري از ايالت ايلينويز را مي گذراند و تجربه مديريت چنداني ندارد اصلاً توان پياده کردن چنين ايده هاي بلند بالايي را دارد؟ ديگر نامزدهاي دموکرات نيز همواره به مواضع کلينتون عليه ايران انتقاد کرده و آن را بسيار «باز» گونه و شبيه مواضع جمهوريخواهان دانسته اند. آنها همواره راي امريکا به قطعنامه غير الزام آوري که سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران را سازمان تروريستي مي خواند مورد انتقاد قرار داده اند.
موضع اوباما در مورد هدايت مذاکره با ايران آن هم در عالي ترين سطح تفاوت اساسي با سياست خارجي دولت بوش دارد. دولت امريکا به رايان کروکر سفير امريکا در عراق اجازه داده است تا فقط در موضوع عراق با ايران مذاکره کند ولي تصريح کرده است که هرگونه مذاکره يي در سطوح بالاتر با ايران مشروط و منوط به اين است که ايراني ها طرح غني سازي را متوقف کنند. دولت بوش حتي حاضر نشده است در صورت تغيير رفتار پاداشي براي ايران در نظر بگيرد. نکته قابل توجه در مصاحبه اوباما اين بود که در جريان گفته هايش اصلاً به دست نوشته هايش نگاه نکرد. فقط در آخرهاي مصاحبه، اوباما از روي صندلي به جلو خم شد و به يک کاغذ زردرنگ روي ميز نگاه کرد که اختلاف نظرهاي او و کلينتون در مورد راهکارهاي حل بحران عراق روي آن ليست شده بود.
خانم کلينتون گفته است که پس از عقب نشيني نيروهاي امريکايي از عراق، بخشي از نيروهاي امريکا براي مبارزه با القاعده، مبارزه با گروه هاي تروريستي و نيز آموزش عراقي ها و بازدارندگي ايران در اين کشور باقي خواهد ماند. ولي اوباما معتقد است پس از خروج کامل امريکايي ها از عراق بخش هايي از نيروهاي نظامي را در عراق نگه خواهد داشت تا فقط ماهي يکي دو عمليات در عراق انجام دهند نه بيشتر، و تاکيد مي کند ماموريت نيروهايي را که من قصد دارم در عراق نگه دارم بسيار محدودتر از آن چيزي است که مورد نظر خانم کلينتون است.
اوباما حتي گفته است بخشي از نيروهايي که احتمالاً قرار است ماموريت هاي ضدتروريستي را در عراق انجام دهند ممکن است در خارج از عراق مستقر شوند. او حتي فراتر از اين رفته و تصريح کرده است که اين نيروها به هيچ عنوان درگير بازداشتن ايران از فعاليت در عراق نخواهند شد. اوباما در توضيح بيشتر مواضع اش در مورد آينده نقش امريکا در عراق گفته فقط در صورتي خود را متعهد به تعليم نيروهاي امنيتي عراق مي داند که دولت عراق وحدت ملي را مورد ملاحظه قرار دهد و ارتش عراق را درگير مقاصد قوم گرايانه و جدايي طلبانه نکند. به گفته وي در صورتي که نيروهاي عراقي به خطا بروند قرار نيست واحدهاي تعليماتي ارتش امريکا آنها را همراهي کنند.
«واحدهايي که قرار است در عراق بمانند اصلاً نبايد درگير موقعيت هاي خطرناک شوند يا آسيب ببينند و اصلاً هدف من اين است و جز اين نيست که واحدهاي امريکايي باقي مانده در عراق درگير ماموريت هاي رزمي نشوند. اصولاً اينکه اين نيروهاي باقي مانده در عراق اساساً مي توانند تاثيري بر تحولات اين کشور بگذارند موضعي است که بايد به آن پاسخ داده شود و هنوز جاي بحث دارد.» اوباما مي گويد اصلاً معلوم نيست نگه داشتن واحدهايي از ارتش امريکا براي ماموريت هاي ضدتروريستي در خارج از کشور براي يک زمان محدود پاسخ مي دهد يا نه. به ويژه اگر قرار باشد اين نيروها پشتيباني هاي اطلاعاتي هم نشوند که قبلاً در بده بستان با غيرنظامي هاي عراقي به دست مي آمد.
حتي اين هم معلوم نيست اگر اين نيروهاي محدود امريکايي در عراق مورد حمله قرار بگيرند مي توان به کمک آنها رفت يا نه. اوباما معتقد است موضوع کار بخشي از نيروهاي امريکايي در عراق موضوعاتي حقوقي هستند و در صورتي که لازم باشد با رهبران ارشد ارتش در مورد اين موضوع تبادل نظر خواهد کرد. «من به عنوان رئيس جمهور و فرمانده ارتش نمي توانم نيروهاي محدود امريکايي ضدتروريست را در عراق رها کنم بدون اينکه حفاظت کافي داشته باشند.
در مقايسه با طرح خانم کلينتون براي آينده عراق، طرح اوباما براي اينکه فقط واحدهاي بسيار محدودي در عراق نگه داشته شود از جذابيت بيشتري برخوردار بوده است. اوباما گفته در صورتي که به رياست جمهوري برگزيده شود ظرف شانزده ماه همه نيروهاي امريکايي را از عراق خارج خواهد کرد، ولي اگر اين کشور به يک باره با معضلاتي مثل نسل کشي مواجه شد بر اساس طرح او، نيروهاي نظامي و متحدان بايد آماده باشند تا براي حفاظت از غيرنظاميان دوباره به اين کشور اعزام شوند.
اوباما مي گويد، من چنين چيزي را براي عراق پيش بيني نمي کنم زيرا معتقدم مي توان عقب نشيني را به صورت موثري برنامه ريزي کرد. هر چند به عنوان رئيس جمهور نگران فاجعه هاي انساني احتمالي هستم و اگر چنين اتفاقي بيفتد اصلاً طرح بازگشت به عراق را به همراه ديگر متحدان نفي نمي کنم حتي اگر براي يک مدت محدود باشد.
اوباما در پاسخ به اين سوال بسيار احتياط به خرج داد که اگر امريکا مجبور شود به تنهايي چنين ماموريتي را در عراق انجام دهد و متحدان دچار ترديد باشند کاخ سفيد چه موضعي را اتخاذ خواهد کرد.
بخشي از سياست اوباما در ارتباط با خاورميانه نامعلوم است. او حتي از پاسخ دادن به برخي سوال هاي حساس امتناع مي کند؛ وقتي از او پرسيده مي شود اگر ايران فعاليت نظامي هسته يي اش را ترک نکند آيا حاضر است فرمان عمليات عليه تهران را صادر کند پاسخي ندارد. وقتي از او پرسيده مي شود آيا حاضر است يک استراتژي براي بازداشتن ايران مسلح به سلاح اتمي تدوين کند باز هم پاسخي ندارد.
او به صورت کلي فقط مي گويد که تصميم گيري من با ملاحظه انتخاب نظامي، مذاکرات ديپلماتيک را مورد ملاحظه قرار مي دهد، يعني استراتژي در برگيري همزمان در کنار حمله نظامي. او مي گويد سياست من در مورد ايران طوري است که از مسائل منطقه يي و نيز منافع ملي درازمدت امريکا غافل نمي شود. اوباما به عنوان عضو کميته روابط خارجي سنا در سال ???? از عراق ديدار کرد. وقتي از او پرسيده شد آيا حاضر است دوباره به عراق بازگردد، گفت صادقانه مي گويم فقط براي يک يا دو روز آن هم حوالي منطقه سبز بغداد. اوباما از همان ابتدا و حتي قبل از اينکه نامزد رياست جمهوري شود مخالف جنگ عراق بود و با اظهارنظرهايش توجه راي دهندگان را به ايده هايش در مورد سياست خارجي و جنگ عراق جلب مي کرده است.
او مي گويد کارشناساني همچون ريچارد دنزيگ فرمانده نيروي دريايي دوران کلينتون، آنتوني ليگ مشاور امنيت ملي دوران کلينتون و ديگر مشاوران ارشد کلينتون در مورد سياست خارجي به او مشاوره مي دهند.
منبع؛ نيويورک تايمز



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 12:12 عصريکشنبه 16 دي 1386

هرچند نامه ارسالي محمود احمدي‌نژاد به بوش، نخستين نامه رسمي دولت ايران به آمريکاست، اما نخستين نامه رئيس‌جمهور آمريکا به ايران، در ماه جولاي سال 1999 از سوي بيل کلينتون براي سيد محمد خاتمي فرستاده شده است.


هرچند نامه ارسالي محمود احمدي‌نژاد به بوش، نخستين نامه رسمي دولت ايران به آمريکاست، اما نخستين نامه رئيس‌جمهور آمريکا به ايران، در ماه جولاي سال 1999 از سوي بيل کلينتون براي سيد محمد خاتمي فرستاده شده است.

 کتاب «دوستان جفاکار و دشمنان وفادار» که سر و صداي زيادي در هأيت حاکمه آمريکا به راه انداخته است، اعلام مي‌دارد که در تابستان هشت سال پيش، بيل کلينتون براي نخستين بار در تاريخ آمريکا، نامه‌اي براي خاتمي فرستاده و از ايران براي حل مشکل انفجار برج‌هاي الخبر در عربستان سعودي کمک خواسته و همچنين خواهان باز کردن درهاي همکاري‌هاي دوجانبه و مذاکرات مستقيم شده است.

 کلينتون همچنين در اين نامه اعلام نموده است که ايران يک کشور با تمدن کهن است و مي‌تواند با آمريکا همکاري کند؛ بنابراين، اين دو کشور که داراي فرهنگ و تمدن کهن هستند، مي‌توانند در برابر تهديدات مشترک از جمله تروريسم با همديگر همکاري داشته باشند و عليه اين تهديد دوشادوش به پيکار برخيزند.

 اين نامه توسط «ريدل» به سلطان قابوس، پادشاه عمان در شهري در حومه پاريس تحويل و توسط وزير خارجه عمان، يوسف بن علوي به تهران آورده شده است. همچنين در اين باره، به وزير خارجه عمان گفته شده بود که اين نامه را شخصا به خاتمي تحويل بدهد.

 ماجراي نامه يادشده به پرونده انفجار برج‌هاي الخبر برمي‌گردد؛ زماني که دولت سعودي و سفيرش در آمريکا، بندر بن سلطان تلاش بسياري کردند، ايران را در اين انفجارها مقصر اصلي نشان دهند. اين اتفاقات و اتهام‌سازي‌ها عليه ايران، باعث شد دولت کلينتون پس از اين رخداد، قرارداد سرمايه‌گذاري کمپاني نفتي کونوکو در ميدان نفتي سري ايران در خليج فارس را که ارزش آن به بيش از دو ميليارد دلار مي‌رسيد، يکجانبه لغو کرده و قانون تحريم ايران به نام «ايلسا» را در کنگره آمريکا به تصويب برساند. 
به نوشته اين کتاب، در آن مقطع ايران پاسخي به نامه کلينتون نداده است.

سفير سعودي در آمريکا که بعدها وزير اطلاعات و امنيت اين کشور شده است، يک بازي را آغاز کرد؛ او به مقامات رسمي آمريکا گفت: شما به ما بگوييد چه کاري مي‌خواهيد انجام دهيد و بعد ما به شما خواهيم گفت، چه چيزهايي به دست آورده‌ايم و در پاسخ، اينديک به بندر بن‌سلطان گفت: تا شما به ما اعلام نکنيد چه چيزي به دست آورده‌ايد، ما نمي‌توانيم به شما بگوييم چه کار مي‌خواهيم انجام دهيم.

 با توجه به اين‌که آمريکا از همکاري نکردن عربستان سعودي درباره اين موضوع و اتهام‌سازي عليه ايران آگاه بوده، سرانجام، دادگاه فدرال آمريکا، دو سال پس از انفجار برج‌هاي الخبر، سيزده تبعه سعودي و يک لبناني را در اين بمبگذاري مقصر اعلام و عليه شماري از آنان، احکام غيابي صادر کرد.


¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 11:21 صبحيکشنبه 2 دي 1386



 


شناسنامه کتاب :


عنوان کتاب : جهاني شدن و جنوب


مولف : مارتين خور


ترجمه و تدوين : دکتر احمد ساعي


انتشارات : قومس ، 167ص


چاپ: اول ، سال 1383


معرفي :


کتاب "جهاني شدن و جنوب " اثر "مارتين خور"  با ترجمه و تدوين" دکتر احمد ساعي "دانشيار دانشکده علوم سياسي دانشگاه تهران ، در سال 83 توسط انتشارات قومس راهي بازار نشر شد و مورد استقبال دانشجويان قرار گرفت به گونه اي که يکي از منابع درس " مسائل جهان سوم" توسط برخي از استادان  نيز بشمار رفته است.


در اين کتاب ماهيت جهاني شدن اقتصاد ، برخي از جنبه هاي کليدي آن شامل ( آزاد سازي مالي ، تجاري و سرمايه گذاري ) و تحولات اخير همراه با الزامات آن را براي کشورهاي جنوب مورد بررسي و مطالعه قرار مي دهد و راهکارهايي را در مورد کاهش موثر جنبه هاي منفي جهاني شدن ، به ويژه در مورد اقداماتي که کشورهاي جنوب براي مديريت بهتر و کاهش خطرات ناشي از جهاني شدن اقتصاد و تقابل سطوح ملي و بين المللي مي توانند انجام دهند ، مطرح و ارائه مي نمايد.


اين کتاب در يک مقدمه و پنج فصل سازماندهي شده است. فصل اول به طور اجمالي اشکال اساسي جهاني شدن، آزاد سازي اقتصادي  و تاثيرات اين روند را بررسي مي کند .


مولف مهمترين ويژگي جهاني شدن  اقتصادي را برداشتن موانع ملي امور اقتصادي ، گسترش بين المللي فعاليت هاي تجاري ، مالي و توليدي و رشد فزاينده قدرت شرکت هاي چند مليتي و نهادهاي مالي بين المللي در اين فرايند ها مي داند و معتقد است که جهاني شدن اقتصادي با تمرکز بر تجارت و سرمايه گذاري فزاينده در چند کشور ، فرايندي نابرابر است . وي به نقش حاشيه اي برخي از کشورها در تجارت جهاني اشاره مي کند که ممکن است يک کشور با در آمد پايين سهم اندکي در تجارت جهاني داشته باشد .


مارتين خور معتقد است که جهاني شدن فرايندي نابرابر با توزيع نابرابر سودها و زيان هاست و اين نابرابري و عدم توازن به قطب بندي کشورهاي ثروتمند و کشورهاي فقير منجر مي شود.


وي معتقد است که عمده اين سرمايه گذاري ها و فناوري در آمريکاي شمالي ، اروپاي غربي ، ژاپن و کشورهاي تازه صنعتي شده شرق آسيا متمرکز است و براي نمونه آماري مي آورد که درآمد سرانه کشورهاي گروه 8 در سال 1965 حدود 20 برابر 7 کشور فقير دنيا بود که در سال 1995 اين رقم به 39 برابر رسيده است . (ص 19)


مولف معتقد است که اين نابرابري ريشه در رشد شتابان آزاد سازي دارد و با نگاهي آسيب شناسانه به « ضعف کشورهاي جنوب در مواجهه با چالش هاي جهاني شدن » مي پردازد.


وي مي نويسد کشورهاي جنوب به دليل ضعف ظرفيت اقتصاد داخلي و زير ساخت هاي اجتماعي به دنبال تجربه استعماري از ضعف اقتصادي رنج برده اند. (ص19)


مولف در فصل هاي دوم ، سوم و چهارم به تبيين جوانب عمده جهاني شدن اقتصادي مي پردازند . بطوري که در فصل دوم خواننده با آزاد سازي تجاري و بعضي يافته ها در مورد اثرات آن و تحولات اخير در سازمان تجارت جهاني آشنا مي شود. وي  پيشنهاداتي از جمله بررسي روند کاهش قيمت مواد خام ، تعديل و بهبود عرضه محصولات توليدي ، بررسي بهبود کيفيت و کميت مواد خام توسط سازمان هاي بين المللي از قبيل آنکتاد را ارايه مي کند ( صص 29 و 30 )


مارتين خور اين نکته را که آزاد سازي تجاري همه برنده بوده و بازنده اي وجود ندارد را ساده لوحانه و سطحي مي داند و معتقد است که آزاد سازي تجاري نبايد با سرعت و شتاب باشد و کشورها بايد توانايي ، آزاد سازي عمل و انعطاف لازم براي گزينش هاي راهبردي را داشته باشد.


فصل سوم به بررسي آزادسازي مالي شامل دور اخير بحران هاي مالي ،مخاطرات جريان هاي کوتاه مدت و فرار سرمايه و ناکارآمدي هاي نظام مالي مي پردازد . (ص 59)


وي معتقد است که موافت نامه هاي سازمان تجارت جهاني شرايط نابرابري را براي کشورهاي در حال توسعه بوجود آورده است و اين سازمان بايد رويکرد واقعگرايانه تري نسبت به آزاد سازي و کاهش فشارها ي تحميلي در پيش گيرد.


مولف به بحث مديرت ارزي و اصلاح چارچوب هاي اقتصاد کلان نيز اشاره اي دارد و مي نويسد که بايد محيط بين المللي براي کنترل سرمايه توانمند شود.(ص65)


در فصل چهارم مولف ماهيت سرمايه گذاري مستقيم خارجي را به بحث مي کشاند و الزامات اين طرح ها و تلاش هاي صورت گرفته براي انعقاد موافقت نامه هاي بين المللي راجع به سرمايه گذاري را بيان مي کند


نويسنده اثر با اشاره به مزايا و مخاطرات سرمايه گذاري مستقيم خارجي بر اين باور است که براي کشورهاي در حال توسعه جذب سرمايه کم اهميت است. ( ص 80 ).


وي معتقد است که براي جذب سرمايه خارجي بايد مقررات مناسب تنظيم و شرکت هاي محلي بر شرکت هاي خارجي اولويت داشته باشند.


و بالاخره در فصل پنجم برخي از نتايج ، پيشنهادها و راهکارهاي کلي را در اين زمينه ارائه مي کند و بر اين باور است که کشورهاي در حال توسعه بايد به ايجاد توازن فرصت ها  بپردازند . وي بر لزوم هماهنگي سياست گذاري هاي جنوب جنوب اشاره دارد و بر همکاري سازمان هاي منطقه اي نظير SARK، ASEAN و در مبادله دانش و اطلاعات و هماهنگ ساختن سياست ها تاکيد مي کند. (ص123)


همچنين وي خواهان اداره مطلوب و دموکراتيک جهاني شدن و نقش مهم سازمان ملل در اين فرايند تاکيد دارد و معتقد است که بايد اختلاف چشمگير ثروت و در آمد کشورهاي جنوب نسبت به شمال کاهش يابد. ( ص 146)


بخش ديگري از  اين کتاب با عنوان ضمايم 1و 2 مشتمل بر « جهاني شدن و دوروايت از فقر جهاني» و ديگري «جهاني شدن از ديدگاه واقعگرايي ، آرمانگرايي و ساختارگرايان تاريخي »افزوده شده است که مي توان آن را بخش پاياني به همراه واژه نامه و نمايه دانست.


در اين بخش سه رهيافت سنتي شمال - جنوب ، نظام برتون وودز و نظام سازمان ملل ( ص 147 ) در خصوص فقر جهاني ارايه مي کند. نکته مهم در اين مبحث آن است که نشان دهد پيش از آنکه فقر يک مسئله اقتصادي باشد، اجتماعي است .


در ضميمه دوم واقعگرايان بر تداوم اهميت دولت و ملت تاکيد دارند و معتقدند که جهاني شدن باعث افزايش وابستگي متقابل جهاني و با رضايت و تشويق کشورهاي قدرتمند که به دنبال ديکته کردن مفاهيم و اصطلاحات مطلوب خود هستند صورت گرفته است.


در عين حال آرمانگرايان مهمترين برآيند جهاني شدن را کاهش سيطره کشورها در تعاملات جهاني و افزايش متقابل وابستگي کشورها مي داند که موجب تغييرات شگرف تکنولوژيکي مي شود.


ساختارگرايان تاريخي در مورد ماهيت جهاني شدن با ليبرال ها موافق ولي بر اين باورند که جهاني شدن براي کشورهاي فقير تر نتايج وخيمي به  بار آورده است.


مولف همچنين به روابط شمال شمال ، وضعيت هژموني آمريکا و کاهش نسبي قدرت اين کشور و احتمال جايگزيني براي کشور ژاپن ياد مي کند. وي در پايان به مدل توسعه سوسياليستي و رشد صادرات و جايگزيني واردات نيز اشاراتي دارد.


نقد :


1)    شکلي :


 


1-1-کتاب مزبور اثر مارتين خور بوده و مترجم آن دکتر احمد ساعي است . در اطلاعات فيپاي کتاب « خور ، کوک پنگ » به عنوان نام مولف آمده است و با توجه به در اختيار نبودن متن اصلي اثر مشخص نيست که اين اثر  مجموعه اي از مقالات است يا کتاب و يا اينکه از منباعي چون سايت هاي اينترنتي اخذ شده است. مولف مقدمه يا پيشگفتاري را ارايه نکرده و در مقدمه اي که مترجم نگاشته هيچ اشاره اي به مولف و يا ترجمه نرکده گويي که مولف و مترجم يکي است.


2-1 - دو بخش به صورت ضمايم در انتهاي کتاب آمده است و مشخص نيسيت که اين ضمايم ترجمه اي از متن اصلي است يا تاليفي است از مترجم که خود بدان افزوده است.


3-1-در اين اثر به مجموعه اي از آمار ، ارقام و گزارش هاي زيادي استناد شده اما منابع آنها بخوبي در پاورقي نيامده است.


4-1- ترجمه کتاب روان به نظر مي رسد ، گرچه متن اصلي کتاب در اختيار نبود تا ميزان درستي ، امانت و رعايت اصول و فنون ترجمه و آيين نگارش را مورد سنجش قرار داد.


 


 


2)    محتوايي


مولف کتاب بر خلاف مترجم آقاي دکتر احمد ساعي که از طرفداران سنتي مکتب وابستگي است ، از منظر مکتب وابستگي جديد به  بررسي و تحليل فرايند جهاني شدن مي پردازد و علل عقب ماندگي کشورهاي جنوب ( در حال توسعه ) را علاوه بر استعمار وو سلطه خارجي و نفوذ شرکت هاي چند مليتي ، در ضعف اقتصاد داخلي ، ضعف زير ساخت هاي اجتماعي و مشکلاتي چون ديکتاتوري نظام هاي سياسي و سوء مديريت اقتصادي مي داند . اما وي روند جهاني شدن را نابرابر مي داند و بر اين باور است که جهاني شدن موجب به حاشيه رانده شدن کشورهاي در حال توسعه مي شود.


در پاسخ مولف محترم بايد گفت :


1-    مولف بررسي جهاني شدن و جنوب را از يک بعد آن هم اقتصادي بررسي کرده و از ديگر ابعاد اجتماعي ، فرهنگي و سياسي سخني به ميان نياورده است . بي شک بررسي صرف بعد اقتصادي با توجه به مفهوم چند بعدي توسعه و اقتضائات جهاني شدن کاري ناقص و ناتمام به نظر مي رسد.


2-    جهاني شدن فرايندي اختياري ، تدريجي ، تکاملي و خطي است نه شتابان و اجباري و دولت ها و حکومت ها با اختيار مي توانند در اين فرايند وارد و نقش آفريني کنند و بي شک قدرت نقش آفريني و نفوذ و ظهور قابليت ها به بسياري از عومال داخلي از جمله ظرفيت ها ، موقعيت ها ، ژئوپلتيک و قدرت ملي باز مي گردد.


3-    اين تصور که همه کشورهاي در حال توسعه را در يک رديف افقي قرار دهيم و براي هرکدام سهم يکساني قايل شويم و فرايندي برابر را خواستار باشيم انگاره اي رويايي و نا ممکن است . زيرا هر کشوري متناسب با ظرفيت ها و توانمندي هاي خود داراي وزن  و قدرتي در حوزه فرهنگي ، تمدني ، اقتصادي ، سياسي است و در عرصه روابط بين الملل و نقش آفريني ها و اثر گذاري ها نيز تابع آن قدرت ملي است که در دو بخش سخت افزاري و نرم افزاري قابل ترسيم است .


4-    بسياري از کشورهاي در حال توسعه ديروز که در اين کتاب جنوب خوانده شده اند نظير مالزي ، سنگاپور ، تايوان ، چين و هنگ کنگ ديگر در نمودار کشورهاي جنوب نيستند . همچنين در هزاره سوم نمي توان کشورهاي آمريکاي لاتين بدهکار ورشکسته ديروز نظير برزيل ، آرژانتين را براي هميشه در حال توسعه فرض کرد زيرا شاخص هاي توسعه نشان مي دهد که اين کشور ها قدم در مرز توسعه يافتي گذاشته اند.


5-    بايد در پاسخ به مولف گفت ، آنچه کشورهاي در حال توسعه را به حاشيه رانده نه فرايند جهاني شدن بلکه ساخت اجتماعي نامناسب ، عدم ثبات سياسي ، ضعف در دانش و سواد عمومي ، عدم تخصص گرايي ، فقدان بسترسازي هاي فرهنگي و عدم برنامه ريزي هاي متناسب با فرايند جهاني شدن است.


6-    نگارنده با اين ديدگاه مولف که آزاد سازي نبايد شتابان ، صورت پذيرد موافقم و البته چنين است . امروزه فرايند پيوستن در سازماني چون تجارت جهاني به دوره زماني 5 تا 10 ساله و حتي براي برخي کشورها 15 ساله نيازمند است. کشورهاي عضو ابتدا به عنوان ناظر و سپس با تهيه و ارايه رژيم تجاري خود و رفع موانع داخلي مسير پيوستن دايمي را مي پيمايند.


بايد گفت آنچه کشورهاي در حال توسعه را عقب نگه داشته نه فرايند جهاني شدن بلکه اقتصاد انحصاري و سراپادولتي و شبه دولتي بدون رقيب و ضعف در شفافيت مالي ، عدم  چرخش نخبگان حکومتي و برنامه ريزي هاي بلند مدت اقتصادي است.


در دنياي امروز وابستگي متقابل امري اجتناب ناپذير است . در کشوري توسعه يافته مثل فرانسه ژيسکاردستن بعد از دوگل قدرت را بدست گرفت و براي آينده فرانسه سه نوع وابستگي را تعريف کرد.


1)     وابستگي نظامي به آمريکا


2)     وابستگي به اروپا


3)     وابستگي به کشورهاي جهان سوم


وابستگي اولي به دليل برتري نظامي آمريکا ، دومي به دليل  قرار گرفتن در جامعه اروپا و مشترکات فرهنگي ، سياسي و روابط تجاري متقابل و سومي بدليل اينکه کشورهاي جهان سوم تامين کننده مواد خام فرانسه بود. اين سه نوع وابستگي نه تنها فرانسه را از کاروان توسعه عقب نراند، بلکه مسير توسعه بيشتر و رفاه مطلوب تر را فراهم کرد.


برخي از راهکار ها و پيشنهادهاي ارايه شده از سوي مولف براي کشورهاي جنوب در مواجهه با چالش ها قابل توجه و مفيد به نظر مي رسد.


 


 


نتيجه گيري کلي :


در يک نتيجه گيري کلي مي توان چنين نوشت، که کتاب «جهاني شدن و جنوب » با رويکردي انتقادي کوشش مي کند تا با ارايه نمونه ها و آمارهايي از وضعيت اقتصادي برخي از  کشورهاي در حال توسعه هشدارهاي جدي را براي مواجه با فرايند جهاني شدن ارايه کند.


اين اثر صرف نظر از نگاه صرفا" اقتصادي  ، کتابي مفيد و قابل  تقدير است گرچه با مد نظر قرار دادن ابعاد ديگر جهاني شدن با نگاهي بلند مدت و واکاوي و علل يابي موانع توسعه کشورهاي جنوب مي توانست آنچه که ارايه شده از وزانت و ابعاد و ژرفاي بيشتري برخوردار باشد.  بي شک اگر کشورهاي جنوب به جاي وابستگي به مواد مصرفي به وابستگي به تکنولوژي و فناوري و انتقال منابع و سرمايه هاي صنعتي و کارخانجات توجه و رغبت نشان مي دادند وضعيتي بهتر از گذشته داشتند.


همچنين در اين کشورها چنانچه وام هاي خارجي بخوبي مديريت و هدايت مي شد و براي انتقال تکنولوژي و ساخت هاي زير بنايي هزينه مي گرديد بحران بدهي آمريکاي لاتين و شرق آسيا پيش نمي آمد . البته کشورهاي توسعه يافته منافع خود را تعقيب کرده و مي کنند و در دنياي کنوني چنين عيب جويي هايي نتيجه بخش نبوده و نخواهد بود.


البته تصويري که کتاب از جهاني شدن ارايه مي کند مربوط به دهه نود است و با دوره کنوني تفاوت چشمگيري وضعيت اقتصادي کشورها دارند.


بايد گفت که در عرصه روابط بين الملل و مواجهه با قدرت هاي جهاني انتظار شرايطي برابر رويايي بيش نيست و اين قدرت ملي و نقش آفريني ها و قابليت هاي بين المللي است که تعيين کننده سهم کشورها در بازي قدرت ها و قواعد جهاني شدن است. عرصه روابط بين الملل عرصه قدرت ها و تامين مکنافع بيشتر است . استقرار شرايط عادلانه خواستي منطقي و البته دور از تحقق است و جهاني شدن فرايندي غير قابل بازگشت و اجتناب ناپذير است .


کشورهاي جنوب به جاي ناليدن و متهم کردن اين و آن در عقب ماندگي خود بايد به فکر بازسازي زير ساخت هاي فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي باشند و با ترميم آسيب ها ساختار جديدي را براي مواجهه و رقابت با فرايند جهاني و نقش موثر و فعال در خانواده بين الملل ايفا کنند . زيرا تجربه ثابت کرده که اتخاذ سياست انزوا و عقب نشيني چيزي جزء عقب ماندگي و انحطاط در پيش نخواهد بود.


 


 



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 4:40 عصردوشنبه 26 آذر 1386


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ


 

خانه| مديريت| شناسنامه |ايميل