مقدمه
روابط بين الملل و سياستخارجى به شکل امروزى و در قالب يک سيستم منسجم محصول دوران معاصر به خصوص پس از جنگ جهانى دوم است; اما برخى مسائل نظير مراودات خارجى ، جنگ و صلح به قدمت تاريخ بشر سابقه دارد . به گفته «هالستى» اگر يکى از مهمترين مسائل روابط بين الملل را مطالعه دو پديده جنگ و صلح بدانيم، مطالعه مسائل بين الملل به دورههاى قبل از ميلاد باز مىگردد
سياستخارجى مجموعهاى از مسائل سياسى مرتبط به حوزه خارجى است و از دو بخش نسبتا ثابت و متغير برخوردار مىباشد . قسمت ثابت آن، بيانگر چارچوب کلى سياست گذارى خارجى است که خط مشىها و استراتژىهاى سياستخارجى در درون آن تنظيم مىگردد; اين بخش عمدتا مبتنى بر قانون اساسي ، آموزههاى نظرى و نظام ارزشى حاکم است . عناصر متغير سياستخارجى ناظر به تاکتيک ها يي است که متناسب با اوضاع و شرايط تنظيم و تدوين مىگردند .
بدون ترديد نقش سياست خارجي در توسعه و تعالي يک کشور غير قابل انکار است و بر همگان مسلم است که پيشرفت بدون تعامل و همکاري حسنه در مناسبات با کشور ها و مسائل و مراجع بين الملليتحصيل نمي شود و توجه به سياست خارجي از ضروريات کشوري است که اهداف بلند مدتي را دنبال مي کند. آنچه پيش روي داريم يررسي مفاهيم ، مباني و اصول سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران از منظر قانون اساسي و تئوري ها و نظريه هاي پذيرفته شده و رايج بين المللي است. در اين ميان اين سووال مطرح مي شود که دکترين سياست خارجي جمهودي اسلامي ايران چيست ؟ و ساخت نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران و سند چشم انداز بيست ساله با کداميک از تئوري هاي بين المللي سازوگاري دارد؟
اصطلاحات
سياست خارجي
يک رشته اعمال از پيش طراحي شده توسط تصميم گيرندگان حکومتي که مقصود ازآن دستيابي به اهدافي معين، درچارچوب کلي ودرمحيط جهاني و بين المللي است .سياست خارجي شامل تدوين( formulation) و اجراي (Implementatian) يک سلسله اهداف و منافع ملي است که درصحنه بين المللي ازسوي دولت ها انجام مي پذيرد و مفهوم قدرت و ميل به افزايش آن خصيصه جوهري هر اقدام سياست خارجي است.
( خبرگزاري مهر ، گروه اندیشه )
دیپلماسی Diplomattie
دیپلماسی به معنی فن و یا هنر اداره روابط خارجی یک کشور است.
( فرهنگ جامع علوم سیاسی ، محمود طلوعی ، ص 471 نشر علم )
دکترین Doctrine
" در لغت به معنی آیین و عقیده و مسلک است ، ولی در سیاست به معنی طرز تفکر و خط مشی دولتمردان در امور سیاسی به کار گرفته شده است. دکترین معمولا" به مجموعه اقدامات و خط مشی سیاسی یک دولتمرد که ممکن است مشابه دولتمردان قبل و بعد از او باشد اطلاق نمی شود، بلکه بخشی از اقدامات و سیاست های او را که جنبه ابتکاری داشته و آثار مهمی برجای می گذارد دکترین می نامند. اصطلاح دکترین نخستین بار در زمان ریاست جمهوری جیمز مونروئه پنجمین رییس جمهور آمریکا که از سال 1817 تا 1825 بر آن کشور حکومت کرد ، به کار رفت "
( فرهنگ جامع علوم سیاسی ، محمود طلوعی ، ص458 نشر علم1377 )
دکترین ،آیین اصول عقیده، نظریه ، تعلیم ، مکتب ، سیاست ، آموزه
1) اصول و قواعدی که در هریک از شاخه های علوم و یا در میان پیروان یک آیین مورد تصدیق و اعتقاد باشد
2) مجموعه ای از عقاید که دستگاهی، از نظریات دینی ، فلسفی یا سیاسی تشکیل دهد
3) مجموعه عقایدی که در باب توجیه و بیان و تفسیر قواعدی مثلا" سیاسی از طرف علمای فن اضهار شده است.
4) اصول یک فلسفه ، نظام فکری یا سیاست و خط مشی
( فرهنگ علوم سیاسی ، علی آقا بخشی و مینو افشاری راد ، ص 171، نشر چاپار 1379 )
دکترین Doctrine
اصول (عقاید) ؛ تعلیمات ، آموزه و آیین
( فرهنگ لغات و اصطلاحات سیاسی ، دکتر مهدی نوروزی خیابانی ، ص 85 ، نشر نی 1379)
خط مشی ، سیاست Policy
طرح کلی و رئوس مطالب برای اقدام ، یا برنامه و نظر و عمل سیاسی است.
( فرهنگ علوم سیاسی ، علی آقا بخشی و مینو افشاری راد ، ص 442، نشر چاپار 1379 )
اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
ازمنظر قانون اساسی
بر اساس قانون اساسی اصول و مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به استناد بند 16 از اصل سوم و اصل 152 و با نگاهی به مقدمه این قانون به شرح زیر است.
بند 16 اصل 3 :
تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس
*معیارهای اسلام
* تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمان
* حمایت بیدریغ از مستضعفان جهان
اصل ۱۵۲:
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس
*نفی هر گونه سلطهجویی و سلطهپذیری
*حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور
*دفاع از حقوق همه مسلمانان
*عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطهگر
* روابط صلحآمیز متقابل با دول غیر محارب.
اولویت چهار گروه از کشورها
1-همسایگان ایران
2-کشورهای مسلمان
3-کشورهای جهان سوم
4-کشورهایی که یکی از نیازهای سیاسی، اقتصادی،اجتماعی و یا نظامی ایران را
برطرف سازند.
خط مشی سیاست خارجی Foreign Policy
1)سعادت انسان در کل جامعه بشری
2)استقلال کشور
3) حفظ تمامیت ارضی
4) حمایت از مبارزه حق طلبانه مستضعفین
5) روابط صلح آمیز متقابل با دول غیر محارب
6)ائتلاف و اتحاد ملل مسلمان و وحدت جهان اسلام
7)نفی هرگونه ستم گری و ستم کشی
8)نفی هرگونه سلطه گری و سلطه پذیری
9)عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطه گر
10)طرد کامل استعمار
11)جلوگیری از نفوذ اجانب
12)اجتناب از پیمانهایی که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصاد ، فرهنگ و ارتش گردد
13) ظلم ستیزی و عدالت خواهی
14) تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان
دکترین سیاست خارجی
دیدگاه 1
قبل از پاسخ به این سووال باید گفت که در سیاست خارجی ایران حلقه مفقوده ای وجود دارد و آن هم عدم تعریف دقیقی از هویت و منافع ملی است. سووالی که مطرح می شود این است که آیا تصمیم گیرندگان سیاست خارجی از منافع ملی تعریف یکسانی ارائه کرده اند و در تعیین اولویت ها ی منافع ملی اجماع نظر دارند؟
پاسخ به این سووالات منفی است. در نتیجه دکترین سیاست خارجی که مبتنی بر مولفه های پیشینی است سبب می شود که ایران فاقد دکترین منسجم و تعریف شده ای در حوزه سیاست خارجی باشد . چرا که نگاههای ارزشی و دینی مبتنی بر تفکر شیعی نوعی سیاست تجدید نظر طلبی در منطقه و دنیا را به کشور تحمیل می کند ،حال آنکه مولفه هایی نظیر حفظ تمامیت ارضی و توسعه و به نوعی قبول سیاست وضع موجود را بر جامعه تحمیل می کند. بنابراین تعارض میان دو سیاست که نشات گرفته از تعارض در تعریف هویت ملی است ، یکی از چالش های جدی است که مانع از تعریف دکترین سیاست خارجی است.
همچنین در رابطه با منافع ملی و اولویت های آن به نظر می رسد که اجماعی در بین تصمیم گیرند گان وجود ندارد، بلکه تعارض دیدگاهها در زمینه منافع ملی و اولویت های آن یکی دیگر از چالش های مهم دکترین سیاست خارجی است.
دیدگاه 2
تئوری های روابط بین الملل و میزان سازو گاری
با ساخت نظام سیاسی و سند چشم انداز
تئوری حفظ وضع موجود
دیدگاه 1
نظام سیاسی و چشم انداز بیست ساله نوعی جهت گیری در سیاست خارجی را دیکته می کند که بیشتر به جهت گیری انزوا در سیاست خارجی نزدیک است. آن هم انزوا در سطح منطقه و چیزی شبیه دکترین مونروئه در آمریکا است . از دیگر سو در سطح منطقه جهت گیری هایی مبتنی بر اتحاد و ائتلاف برای ثبات و توسعه وجود دارد.در هر صورت حداقل در میان مدت سیاست قبول وضع موجود به عنوان سیاست تحمیل شده نزدیک به وافعیت است.
هر کشوری که بخواهد فراتر از توانمندی های خود در عرصه بین الملل قدم بردارد نه تنها نظام بین الملل و منطقه او را مجازات خواهد کرد بلکه بزرگترین مانع بر سر راه توسعه آن کشور خواهد بود. نمی توان قدرت منطقه ای را هدف گرفت و در عین حال با چالش های فرا منطقه ای مواجه بود. از این روی نظام سیاسی ایران و سند چشم انداز در چارچوب هیچکدام از تئوری های روابط بین الملل نمی گنجد.
دیدگاه 2
ساخت نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران در روابط خارجی مبتنی بر حفظ وضع موجود است . هدف حفظ تقسیم بندی قدرت بین المللی است. اساسا" جمهوری اسلامی بیشتر در طلب ثبات است تا تغییر و با استفاده از سیاست وضع موجود در پی به حداکثر رساندن منافع و امتیازات خود است. جمهوری اسلامی ایران در راستای این سیاست از منازعه آشکار و برخورد های نظامی به شدت پرهیز می کند و در تلاش است تا از طریق مذاکره و گفت و گو مسائل بین المللی خود را حل و فصل کند. تجربه بیست و چند ساله به خوبی بیانگر این مسئله است.
دولت احمدی نژاد بر این باور است که در سیاست خارجی خود از تئوری تجدید نظر طلبانه بهره گرفته و در صدد است تا موقعیت بین المللی خود را با اقدامات و ابتکارات استراتژیک ارتقا دهد. این دولت معتقد است برای دست یابی به اهداف بلند مدت و خارج شدن از لاک دفاعی از تاکتیک های تهاجمی استفاده می کند. اما آنچه بیشتر در عرصه بین المللی نتیجه داده، حکایت از فراهم شدن فضایی برای قرار دادن ایران در انزوا است.
سند چشم انداز بیست ساله، ایران توسعه یافته ، فعال و موثر در روابط بین الملل را هدف قرار داده است . اما آنچه از تئوری وضع موجود بدست می دهد افزایش تنش ها و حرکت به سمت انزوا است . برای رسیدن به این اهداف باید چالش های بین المللی کم شود وسطح اختلافات از وضع موجود پایین تر آید.