مدل راهبري
سياست خارجي توسعه محور
در دنياي امروز بدون همکاري و برقراري مناسبات با کشور ها و سازمان هاي بين المللي تاثير گذار جهاني نمي توان به اهداف بلند مدت و حتي ميان مدت دست يافت . شايد بتوان اهداف کوتاه مدت را پيمود اما عدم ثبات در تصميم گيري ها و فقدان نگاه جهاني و رصد کردن مناسبات و معادلات دنياي پيراموني برنامه ها را پيچيده تر و مشکلات را مضاعف خواهد نمود. به تجربه ثابت شده که کشورها به واقعيت نه به ذهنيت در خانواده جامعه جهاني قرار دارند و سياست هاي داخلي بي تاثير از سياست هاي جهاني نيست و همين طور سياست خارجي نيز متاثر از سياست داخلي و گفتمان حاکم بر فضاي سياسي درون حاکميتي است. از اين رو کشورهاي در حال توسعه از جمله ايران براي تبديل به کشوري توسعه يافته نيازمند باز تعريف مدل توسعه خود و ارائه دکتريني متناسب با هدف توسعه در عرصه سياست خارجي است .مدل توسعه محور با رويکرد سياست خارجي را مي توان اينگونه تبيين کرد.
هدف :
تمام جهتگيريها، موضعگيريها و اقدامات در حوزه سياست خارجي با محوريت توسعه است.
مفروضات:
1) توسعه همه جانبه در بستر خارجي و بينالمللي ويژهاي امکان پذير ميشود که سياست خارجي هر کشور بايد آن بستر را مهيا سازد.
2) سياست خارجي هر کشور در عمل تمام الزامات ناشي از آن رامي پذيرد و هدفي جز توسعه را مبناي خود قرار نمي دهد.
3) توسعه در اولويت نخست اهداف سياست خارجي قرار مي گيرد و ديگر اهداف سياست خارجي چون امنيت تابعي از توسعه فرض ميشود.
برخي از اصول سياست خارجي توسعه محور:
1. همزيستي مسالمتآميز
2. تنشزدايي
3. اعتمادسازي مداوم.
4. چندجانبهگرايي.
5. ايجاد وابستگي متوازن (به نوعي که طرفهاي متعامل نتوانند به اعمال فشار جدي بپردازند).
6. تلاش پيگير و مداوم براي گسترش مناسبات تجاري سودمند