RSS 

 تعداد بازديد کنندگان
11474

 بازديد امروز: 2

 بازديد ديروز: 13

 Atom 

  فرزاد خلفي

آنکه مجادله اش فراوان شود، از اشتباه ايمن نماند . [امام علي عليه السلام]

خانه| مديريت| شناسنامه | ايميل


پيوندهاي روزانه

يادداشت هاي فرزاد خلفي [20]
ديکشنري 2 [35]
نارسيس [34]
ديکشنري [64]
دانشگاه ميشيگان - روابط بين الملل [26]
روابط بين الملل 2 [37]
نهاد هاي عمومي [22]
روابط بين الملل [62]
[آرشيو(8)]



درباره من

فرزاد خلفي
فرزاد خلفي[88]
در زمستان سال 57 در شهرستان ممسني به دنيا آمدم و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در زادگاهم گذراندم و تحصيلات دانشگاهي را در رشته مهندسي توليدات گياهي به اتمام رساندم و اکنون دانشجوي کارشناسي ارشد روابط بين الملل هستم. قريب به يک دهه فعاليت مطبوعاتي داشته ام و اولين کتاب خود را با عنوان توطئه هاي شيطاني در سال 76 تاليف و در سن نوزده سالگي منتشر کرده ام .

لوگوي من

فرزاد خلفي

 لينک دوستان


لوگوي دوستان



















آرشيو

زمستان 1384 [7]
بهار 1385 [4]
تیر ماه 1385 [5]
مرداد 1385 [7]
شهريور 85 [4]
ديدار با بهمن بيگي
آسمان و آزادي
منشور حقوق بشر کوروش
مهرانه [6]
مثنوی شیعه
با ولایتی [2]
زمستان 85 [4]
پدر تاریخ مطبوعات [3]
علامه طباطبایی مجسمه تقوا
مدل توسعه محور در سیاست خارجی
سیاست خارجی
آبان ماه [6]
زمستان 86 [5]
سازمان تجارت جهاني ، فرصت ها و تهديدها [7]
بازتاب اظهارات سروش درباره قرآن [12]


حضور و غياب

يــــاهـو


اشتراک

نام:

ايميل:

 









سيد فريد قاسمي را در دفتر «کتاب هفته» مي‌بينيم. جايي که او مسئوليت آن را به عهده دارد بي‌آن‌که نامش در شناسنامه هفته‌نامه، آمده باشد.


 










 



"قد بلند و جدي است و هنوز ته لهجه خرم‌آبادي‌اش را حفظ کرده است. در طول گفت‌وگو ناراضي به نظر مي‌رسد و من گاهي اعتماد به نفسم را از دست مي‌دهم. هرچه باشد او يکي از استادان حوزه روزنامه‌نگاري است، اگرچه از نظر سني، از هم دوره‌اي‌هاي خودش مثل يونس شکرخواه، حسين قندي، فريدون صديقي، علي‌اکبر قاضي‌زاده، مهدي فرقاني و ديگران، جوان‌تر است. او فقط 40 سال دارد. عددي کمتر از تعداد کتاب‌هايي که از سال 1370 تاکنون منتشر کرده است. او از سال 1370 تا به حال 50 عنوان کتاب درباره تاريخ مطبوعات و کتاب‌شناسي به چاپ رسانده است.
نام سيد فريد قاسمي در طول تاريخ فعاليت‌هاي مطبوعاتي‌اش، بيش از آن‌که در روزنامه‌ها چاپ شده باشد، بر روي جلد شونير يا گالنيگور کتاب‌ها خورده است. زيرا او تنها کسي است که بخش اعظم زندگي حرفه‌اي‌اش را به تحقيق درباره مطبوعات و تاريخ مطبوعات ايران پرداخته است؟
وقتي مي‌فهميم که او در خانه‌اي سه طبقه‌اي در ميدان شهدا زندگي مي‌کند که دو طبقه آن آرشيو روزنامه و کتاب است، از اين‌که در دفتر کار کوچکش او را ملاقات کرده‌ايم، پشيمان مي‌شويم.
او مي‌گويد: «من چهار آرشيو و کتابخانه روزنامه و کتاب دارم. يک آرشيو به کتاب‌هايي درباره مطبوعات و خود نشريات تاريخ ايران اختصاص دارد. يک کتابخانه درباره کتاب و کتاب‌شناسي، کتابخانه سوم درباره لرستان و لرستان پژوهي و کتابخانه چهارم کتاب‌هاي مورد علاقه‌ام است که در سه نوع قبلي، نمي‌گنجد مثل هنر و ادبيات و ...».
سيد فريد قاسمي در خانواده‌اي کم جمعيت در خرم‌آباد، به دنيا آمد که خودش و خواهرش تنها فرزندان آن محسوب مي‌شدند. ابتدا با اطلاعات دختران و پسران و دنياي ورزش همکاري داشت. در 12 سالگي اولين مطلبش را برای کیهان ورزشی فرستاد و وقتی مطلب با نام او چاپ شد، مانند سحرشده‌ها، خود را در سرآغاز مسیری یافت که بیرون آمدن از آن برایش ناممکن بود، مسیر روزنامه‌نگاری. خودش، زندگی و فعالیت‌های اجتماعی‌اش را به دو دوره تقسیم کرده است: «یک دوره از همان 12 سالگی تا پایان دهه 60 . دوره دوم از اول دهه 70 تا امروز».
هرچه می‌کنیم، سید فرید قاسمی از نخستین کتاب‌هایش حرفی نمی‌زند. می‌گوید: «همه نویسندگان دنیا می‌خواهند کتاب‌های اولشان گم و گور شود» او تا سن 17 سالگی 3 کتاب چاپ کرده بود که کسی نمی‌داند رمان بوده است یا قصه کودکانه یا چه؟
فرید قاسمی پس از انقلاب به تهران آمد و فعالیت‌های مطبوعاتی‌اش را به‌طور جدی در نشریات مختلف





















 

" «همه نویسندگان دنیا می‌خواهند کتاب‌های اولشان گم و گور شود» ... "

 
 


شروع کرد و در روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها و ماهنامه‌ها مطلب نوشت.
اما آنچه که فرید قاسمی را امروز فرید قاسمی کرد، کنجکاوی برای پاسخ به یک پرسش بود. او در تمام طول حرفه خبرنگاری‌اش از خود می‌پرسید: سیر تاریخ مطبوعات ایران چه بوده است؟ اولین مصاحبه، اولین گزارش، اولین مقاله را چه کسی، در کجا و در چه زمانی نوشته است؟ ریشه مشکلات روزنامه‌نگاری کجا است؟ و کنجکاوی برای پاسخ به این پرسش‌های به ظاهر ساده، باعث شد که فرید قاسمی که در 12 سالگی نخستین مطلب مطبوعاتی‌اش به چاپ رسید و در سال‌های پس از انقلاب چون رشته روزنامه‌نگاری منحل شده بود، رشته‌ کتابداری و اطلاع‌رسانی را خواند، اندک اندک از روزنامه‌نگاری و حرفه خبرنگاری فاصله بگیرد و به پژوهشگر تاریخ مطبوعات ایران تبدیل شود. آن هم فعال‌ترین و جدی‌ترین پژوهشگر تاریخ مطبوعات ایران.
از او تا به حال کتاب‌های سرگذشت مطبوعات ایران، مطبوعات ایران در قرن بیستم، راهنمای مطبوعات ایران، روزنامه‌نگاری حرفه‌ای، خاطرات مطبوعاتی، اولین‌های مطبوعات ایران، خاطرات روزنامه‌نگاران زندانی، فهرستگان ارتباطات، چکیده مطبوعات ایران، تاریخ روزنامه‌نگاری ایران، مشاهیر مطبوعات ایران، کتاب‌شناسی روابط عمومی، تاریخ شفاهی مطبوعات ایران، رویدادهای مطبوعاتی ایران (1382-1215) و دهها کتاب دیگر منتشر شده است و هنوز کتاب‌هایی با عنوان‌های دانشنامه مطبوعات ایران، تاریخ مطبوعات ایران، فرهنگ نام آوران مطبوعات ایران، فهرستگان مطبوعات ایران، داستان مطبوعات ایران و ... در راه است. او حدود 6 سال، بین سال‌های 1374 تا 1380 در خانه می‌نشیند، می‌خواند و می‌نویسد و می‌نویسد و می‌خواند. خودش می‌گوید: «آن دوره، دوره بسیار خوبی بود. دوره‌ای پربار . به خاطر افت‌وخیز در سال‌هایی که کارهای مطبوعاتی چندانی انجام نمی‌شد، من که به کار پژوهشی علاقه‌مند بودم، به آن سمت سوق پیدا کردم. بعد از آن دوره و دوره رونق روزنامه‌نگاری من، این دو رشته کتاب‌شناسی و روزنامه‌نگاری را به‌طور موازی ادامه دادم و بالاخره هم توانستم با کار پژوهش درباره مطبوعات، هر دو رشته را به هم گره بزنم».
او در دوره رونق کار مطبوعاتی‌اش، سردبیر بیش از 14 نشریه بود که مثل حالا که نامش در شناسنامه کتاب هفته نیست، آن وقت هم نامش در اغلب آنها – جز رسانه و یکی دو نشریه دیگر – به ثبت نرسید. می‌گوید: «خودم اصراری نداشتم، آنها هم پافشاری نکردند و شناسنامه‌ها همان طور که قبلا بود، منتشر می‌شد، تاریخ‌نویسان بعدی مطبوعات، با نام من در شناسنامه مطبوعات، خیلی کم برخورد خواهند کرد».
او نخستین نشریه پژوهشی در زمینه تاریخ مطبوعات را در سال 1376 با نام پژوهشنامه تاریخ مطبوعات ایران منتشر کرد. مجله لرستان پژوهی و پژوهشنامه تاریخ مطبوعات ایران دو مجله‌ای است که قاسمی با





















 

" فرید قاسمی به نسبت بسیاری از پژوهشگران و روزنامه‌نگاران، سن کمی دارد، با این حال عجول است. عجول است چون به همین زودی، در سن 40 سالگی می‌خواهد کتابخانه‌های تخصصی‌اش را درباره کتاب، مطبوعات و لرستان وقف کند تا در دسترس عموم قرار گیرد.... "

 
 


سرمایه خود انتشار داد. تعداد کتاب‌های پژوهشی او درباره تاریخ مطبوعات به‌حدی رسیده که اکنون اغلب او را تاریخ‌نگار مطبوعات می‌شناسند. خودش هم این عنوان را بیشتر می‌پسندد: «در زمینه مصاحبه، گزارش، خبر، یادداشت و مقاله‌نویسی، از همان قدیم استادان بزرگی بودند که مدرس این رشته‌های تخصصی هم بودند و هنوز هم خوشبختانه هستند. من گزارش، مقاله، مصاحبه، یادداشت و ... تهیه می‌کردم؛ اما هرگز داعیه‌ای در این رشته‌ها نداشته و ندارم.
وقتی با استادان این رشته‌ها از نزدیک دوستی برقرار کردم، دیدم که همه این بزرگواران در زمینه عملی و کارکردی، استاد و بهترین هستند؛ اما هیچ‌کدام مثلا نمی‌دانستند که اولین مصاحبه یا گزارش در کجا، کی و به وسیله چه کسی نوشته شده است؟ یا نمی‌دانستند که سیر تحولات تاریخ مطبوعات ایران چیست؟ و یا مطبوعات ایران چه کاستی‌هایی در گذر زمان داشته است؟ این بود که من متوجه ضعف و نقصان درباره تاریخ مطبوعات ایران شدم و به تحقیق در این زمینه پرداختم. آنقدر که حالا خودم را بیشتر یک پژوهشگر و تاریخ نگار مطبوعات می‌دانم و خوشحالم که توانسته‌ام بخش مهمی از تاریخ مطبوعات و میراث فرهنگی مطبوعات ایران را زنده نگه دارم، با حفظ تاریخ و میراث هر صنف و حرفه‌ای آن صنف و حرفه، هویت می‌یابد».
وقتی کسی دو طبقه از خانه‌اش فقط کتاب و کتابخانه است، باید از او با احتیاط پرسید که شما چند جلد کتاب دارید؟ ما با احتیاط پرسیدم و همانطور که انتظار می‌‌رفت هیچ جواب قانع‌کننده‌ای نشنیدیم. زیرا اولا فرید قاسمی از این‌که در مصاحبه‌هایش – برخلاف کتاب‌هایش – از نام اشخاص، نام نشریات، تاریخ و تعداد دقیق یاد کند، بشدت پرهیز دارد و می‌گوید: «دوست دارم کلی حرف بزنم»، ثانیا او که کتاب‌شناس و کتابدار بوده و هست، مجلات، روزنامه‌ها و کتاب‌های خودش را هنوز فهرست نکرده است.
پس ما سوالمان را طور دیگری از او می‌پرسیم: «قدیمی‌ترین و گران‌ترین نشریه‌ای که خریدید، کدام بود؟» وی می‌گوید: «من سعی کرده‌ام دوره کامل نشریات تاریخ ایران را داشته باشم هرچند نمی‌شود این ادعا را داشت. از نخستین روزنامه‌های سپیده‌دم مطبوعات در ایران تاکنون. سالهاست که در میان نایاب فروش‌ها رفت‌وآمد دارم و هر چیز ارزشمندی را با هزینه شخصی می‌خرم. یک‌بار در میان کتاب‌ها و روزنامه‌های یک نایاب فروش، چهار شماره از روزنامه‌ای به نام «روزنامه اردوی همایون» دیدم . ما در دوره ناصرالدین‌شاه دو روزنامه با این نام داریم. یکی «روزنامه اردوی همایون» و دیگری «اردوی همایون». اردوی همایون در 13 شماره منتشر شده بود و بعدها با مقدمه ایرج افشار و فرادی تجدید چاپ شد. اما در کتاب‌های تاریخ مطبوعات ایران هرگز اسمی از روزنامه «روزنامه اردوی همایون» به ثبت نرسیده بود. آن روز این 4 شماره از این روزنامه را در بین نشریات آن نایاب فروش، کشف کردم و به‌خاطرش مجبور شدم همه مجموعه آن نایاب فروش را بخرم. بابت این 4 شماره که قطع رقعی کوچک هم داشت، 200 هزار تومان پول پرداختم. حدود هفت، هشت سال پیش. البته نشریات دیگری هم با قیمت‌های 400 هزار تومان و بیشتر هم خریدم؛ اما این یکی فقط 4 شماره بود و در نتیجه بابت هر شماره 50 هزار تومان پرداختم.
این 4شماره را من در حالی خریدم که هر آن ممکن بود، این نایاب فروش، آنها را به یک نایاب‌فروش دیگر بفروشد و او هم بفروشد به مجموعه‌دار یا کتابخانه‌دار خارجی و برای همیشه از ایران خارج شود».
آرشیو نشریات او از نخستین نشریات دوره قاجار شروع می‌شود و به امروز می‌رسد. پس می‌شود حدس زد که از نخستین روزنامه‌های ایران مثل روزنامه وقایع اتفاقیه و روزنامه دولت علیه ایران تا شرق مشرق و نسیم شمال، قانون و ... در آرشیو او پیدا می‌شود. قاسمی سال‌ها نشریه‌های قدیم را با مقدمه و نمایه تجدید چاپ می‌کرد؛ اما حالا می‌گوید: «هزینه تجدید چاپ نشریات





















 

" از او تا به حال کتاب‌های سرگذشت مطبوعات ایران، مطبوعات ایران در قرن بیستم، راهنمای مطبوعات ایران، ... و دهها کتاب دیگر منتشر شده است... "

 
 


قدیم ایران، گزاف است و مشتری چندانی هم به‌جز تاریخ‌نگاران و پژوهشگران ندارد.» فرید قاسمی برای انتشار ارزان قیمت این نشریات، تمهیدی اختیار کرده است. او 57 نشریه دوره قاجار را اسکن کرده است و همه آنها را در دو CD با اطلاعات و مقدمات کامل منتشر کرده است. این CD ها بزودی با نام «تاریخ مطبوعات ایران: گزیده نشریه‌های عهد قاجار» منتشر می‌شود و دوره‌های بعدی تاریخ مطبوعات نیز در زمان‌های بعدی، به همین منوال به بازار عرضه می‌شود.
فرید قاسمی به نسبت بسیاری از پژوهشگران و روزنامه‌نگاران، سن کمی دارد، با این حال عجول است. عجول است چون به همین زودی، در سن 40 سالگی می‌خواهد کتابخانه‌های تخصصی‌اش را درباره کتاب، مطبوعات و لرستان وقف کند تا در دسترس عموم قرار گیرد.
کاری که معمولا پیرمردها در اواخر عمر انجام می‌دهند. او مدام می‌گوید: «می‌خواهم کارهای نیمه تمامم را تمام کنم».
یک نوع دیگر از علاقه و دغدغه‌های او مطالعه صفحات کتاب در نشریات است. نتیجه وسواس و مطالعه او درباره ارتباط کتاب و روزنامه، به انتشار سه جلد کتاب با نام «مطبوعات کتابگزار : تاریخ نشریه‌های ادواری حوزه کتاب در ایران» که چندی پیش وارد بازار کتاب شد، ختم شد. او ستون‌ها و صفحات معرفی و نقد کتاب را می‌خواند و وضعیت امروز را درباره این موضوع بین رشته‌ای، امیدوارکننده می‌بیند.
او می‌گوید: «روزنامه شرق اولین روزنامه‌ای نیست که در تاریخ مطبوعات ما یک صفحه کامل به کتاب اختصاص می‌دهد. قبل از انقلاب روزنامه‌های کیهان، اطلاعات، آیندگان، رستاخیز، پیغام امروز، آژنگ، مردم، ایران نوین و ده‌ها روزنامه دیگر صفحه و ستون کتاب داشتند.
رشته خبرنگاری حوزه کتاب، یک رشته تخصصی و میان رشته‌ای است. علاقه‌مندان این رشته باید در دوره‌های کوتاه مدت که سرفصل‌های آن از قبل مشخص شده است؛ اما به عللی تاکنون برگزار نشده و در آینده برگزار خواهد شد شرکت کنند و دانش‌آموخته شوند. خبرنگاران کتاب باید مدام بر دانش روزنامه‌نگارانه و کتاب‌شناسانه خود بیافزایند. روزنامه‌نگاری تخصصی، اوج روزنامه‌نگاری است؛ یعنی کسی دوره عمومی روزنامه‌نگاری را گذرانده و در آن کارکرده و پس از آن به دوره تخصصی رسیده است.
اما به هرحال وضع امیدوارکننده است زیرا همین‌که امروز خبرنگاران حوزه کتاب تنها از طریق نوشتن مطلب درباره کتاب، امرار معاش می‌کنند، نشانه خوبی است و مقدمه‌ای بر حرفه‌ای شدن این نوع روزنامه‌نگاری فراهم شده است». به این ترتیب هیچ‌گاه نباید تعجب کرد که فرید قاسمی، موضوعی پژوهشی درباره یک وجه مشترک دیگر میان کتاب و تاریخ و روزنامه‌نگاری کشف کند و درباره‌اش کتابی بنویسد یا کلاسی تشکیل دهد. به نظر می‌رسد که او تا پایان عمر به این مثلث وفادار می‌ماند. مثلث روزنامه، کتاب و تاریخ.
فرید قاسمی دو فرزند دارد. فرزند بزرگش که دختر است و در مقطع دبیرستان درس می‌خواند، به کامپیوتر و زبان انگلیسی تسلط دارد و ترجمه‌هایی از او، اینجا و آنجا منتشر می‌شود. پسر کوچکش هم، تازه اول ابتدایی است.
همسرش خانه‌دار است و از این‌که شوهرش هر روز خود را میان انبوه کتاب و روزنامه و دود سیگار، در یکی از طبقه‌های خانه، پنهان می‌کند، ناراحت نیست. فرید قاسمی، ماشین ندارد و می‌گوید: «هر کسی که هدف دارد، وسیله ندارد»!



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 3:14 عصريکشنبه 27 خرداد 1386

جايگاه شورا ها در نظام اسلامي


از واقعيت تا حقيقت



در قانون اساسيي


* حضور فعال  شوراي عالي استان ها در نظام مديريتي کشور از طريق ارائه طرح به مجلس شوراي اسلامي به استناد اصل 02 1 که مي گويد :


«شوراي عالي استان ها حق دارد در حدود اختيارات خود طرح هايي تهيه و مستقيم يا از طريق دولت به مجلس شوراي اسلامي پيشنهاد کند. اين طرح ها بايد در مجلس مورد بررسي قرار گيرد.


     * لزوم  ضمانت اجرايي مصوبات و تصميمات شوراهاي اسلامي در راستاي تحقق اهداف و وظايف محوله به استناد اصل 103 که اشعار دارد :  


     «استانداران، فرمانداران، بخشداران و ساير مقامات کشوري که از سوي دولت تعيين مي شوند در حدود اختيارات شوراها ملزم به رعايت تصميمات آنها هستند


 


در انديشه امام خميني :


جايگاه شورا هاي اسلامي در انديشه بنيانگذار انقلاب اسلامي امام خميني بسيار ويژه و نشان ازدور انديشي و ژرفاي انديشه وي  بوده است . امام وظيفه شورا ها را محدود به شهرداري ها نمي داند و معتقد است که همه کار هاي شهر در دست شورا هاست . وي با تاکيد بر عنصر نظارت در شوراها مي گويد : 


  وظايف عمده شوراي شهر «شوراي شهر؛ يعني همه کارهاي شهر دست اينهاست. شهردار را هم تعيين مي کند. کارهاي ديگر شهر را، همه را، اينها انجام مي دهند. نظارت در بازار، نظارت در همه جا، دارند. اينها اختياراتي دارند، و ممکن است که خداي نخواسته يک وقتي اشخاص ناباب تعيين بشود، رأي داده بشود به آنها، و براي شهر مضر؛ براي اسلام هم مضر. بنابراين، يک مسئله مهمي است که بايد شما توجه به آن داشته باشيد. و برسانيد به دوستان خودتان، به شهرستانهايي که مي رويد به دوستانتان، به اهل علم آنجا، برساندي که مردم آگاه بشوند و روي آگاهي رأي بدهند.»


( صحيفه امام، ج 10 ، ص 252)


    وي در جاي ديگري  ضمن لزوم توجه به نقش اساسي شورا ها در اداره جامعه خطاب به مسوولين مي گويد :  خيال نکنيد که شوراي شهر يک چيز آساني است، يک چيز کمي است.» ( صحيفه امام، ج 10، ص 251)


 


کارکرد تعاملي و تکاملي يا تقابلي ؟


شوراهاي اسلامي به عنوان نهاد نوپا و برحاسته از اراده ملي و خرد جمعي  تبلور عيني مردم سالاري و برخاسته از بطن مردم  جايگاه مهمي در اداره امور جامعه دارد.


   نسبت شورا ها ي اسلامي با حاکميت بايد در دو سطح تعاملي  و تکاملي باشد . از يک سو پل ار تباطي بين مردم و حکومت و به تعبيري ديگر دولتمردان باشد تا مانع ايجاد شکاف و گسسست شود و از سوي ديگر در زدودن فقر ، فساد و تبعيض درون جامعه سازنده باشد و ضريب اعتماد درون جامعه را بالا ببرد . 


   نقش تکاملي شورا ها نيز به عنوان حلقه اصلي  و واسط مردم و حکومت به عنوان نيرويي مکمل دولت در جامعه  به تکامل مي تواند موثر واقع شود. زيرا شورا ها علاوه لر آنکه زبان مردم و آينه تمام نماي افکار عمومي هستند در عرصه اجرايي  بازو های دولت در حوزه های خدمات و رفاه اجتماعی ، ساخت و توزیع خدمات فرهنگی ، آموزشی و عمدانی قابل ارزیابی هستند .


 


خروجی تجربه دو دوره شوراهای اسلامی  :


1)     تبلور عینی حاکمیت مردمی و کمک در تثبیت دموکراسی .  


2)     تفویض بخشی از وظایف و اختیارات حاکمیت به نهاد مردمی( که البته نا کافی است)


3)     کاهش دامنه تمرکز گرایی حاکمیت ،  با سیاست تمرکز زدایی


4)     همگرایی و هم پیوندی اقوام و مذاهب در  یک ساخت جغرافیایی  و افزایش ضریب همبستگی


5)     تقویت روح پرسشگری در بدنه جامعه و افزایش ضریب پاسخگویی حاکمیت .


6)      شتاب رشد و توسعه شهر ها و روستا


7)     کاهش سطح  ناهنجاری های اجتماعی .


 


شوراها از واقعیت تا حقیقت :


 


1- صبغه شورا ها فرهنگی و اجتماعی است و ورود آنها به جریانات سیاسی جز استفاده ابزاری فایده ای نخواهد داشت. زیرا شورا ها تریبون فرهنگ و رفاه اجتماعی جامعه هستند.


2- اختیارات شورا ها ی اسلامی نباید محدود به شهرداری ها و امور عمرانی باشد . سهم و نقش  این نهاد در اداره امور جامعه با خلاء جدی قانونی  مواجه است .


3-   توسیع کارویژه این نهاد در امور فرهنگی ، اجتماعی ، آموزشی ، خدماتی و رفاهی یک ضرورت است .


4-  لزوم بازتعریف شناسه و کارویژه این نهاد  و تجدید نظر در وظایف و اختیارات آن  در راستای ایفای  نقش اداره امور جامعه به استناد اصل 52  قانون اساسی  ضروری است .


5-   لزوم تعریف و تعبیه  شوراها و تحقق حقوق شهروندی  ، امنیت اخلاقی و اجتماعی و بنیان خانواده .


6- ارتقاء سطح علمی و تخصصی اعضاء و وجود مرکزی پژوهشی برای شناخت منابع ، محیط ، امکانات ، برنامه ریزی و نظارت .



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 2:49 عصرسه‏شنبه 22 خرداد 1386

حسين صفار هرندي وزير ارشاد دولت احمدي نژاد در يک بيمارستان عامل گراني مسکن را يک بانک خصوصي اعلام کرد . صفار وزير مسکن است يا رييس بيمارستان و يا بانک و يا سازمان خصوصي سازي خدا مي داند. وي گفته تا دو سال پيش مردم غم نان و آب داشتند اما اکنون نه . تز تحريم که سخن مي گويند مردم حالا مي خندند. لابد صفار بهتر مي داند.... صفار اصلاحات را به باد گرفت و از عدالت سخن گفت . همان عدالت و انصافي  که هشت  سال در برابر خاتمي و راي بي نظيرش روا داشت و به افکار عمومي شوريد . درست زماني که صفار  وزير فرهنک و کتاب در بيمارستان از گراني مسکن و بانک حصوصي سخن مي گفت بخشي از انبار کتاب هاي خارجي نمايشگاه به گزارش بسياري از خبرگزاري ها به استقبال باد و طوفان رفت و قبل از باز گشايي بيستمين نمايشگاه بين المللي  در آب و باران به رقص افتاد . صفار   اصلاحات نور است و از تابش نمي افتد . چشم بستن و نور نديدن دليل بر نبودن نور نيست.


هرکس بد ما به خلق گويد


ما سينه او نمي خراشيم


ما خوبي از او به خلق گوييم


تا هر دو دروغ گفته باشيم



¤ نوشته شده توسط فرزاد خلفي در ساعت 4:10 عصريکشنبه 9 ارديبهشت 1386


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ


 

خانه| مديريت| شناسنامه |ايميل