با نگاهي به آنچه از نظر گذشت ، بررسي تاريخ روابط سياسي ايران و مصر در طول يکصد سال گذشته نشان مي دهد که اين روابط بيش از آنکه بر مبناي منافع ملي استوار باشد متاثر از برخي متغيرهاي منطقه اي و بين المللي بوده است.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 ميلادي( بهمن 1357)ومواضع جديد ايران درباره حقوق ملت فلسطين، روابط ايران ومصر به شدت تيره شد .
تيرگي اين روابط تا بدانجا رسيد که انور سادات رئيس جمهوري مصر در 25 آوريل سال 1980 در جريان حمله نافرجام کماندوهاي آمريکايي به طبس" شرق ايران" براي آزادي گروگان هاي آمريکايي در جريان تسخير سفارت آمريکا در تهران، تمام امکانات مصر را براي انجام اين حمله در اختيار آمريکا قرار داد.
روابط ايران و مصر به دليل شرايط سياسي آن زمان موجب شد که هر دو کشور يکديگر را به دخالت در امور همديگر متهم کنند که نيز تعطيلي دفاتر حفاظت منافع ايران و مصر در تهران براي مدتي بود..
ساختار جمعيتي دو کشور وجايگاه ژئوپولتيکي ايران ومصر وقدرت تاثير گذاري دو کشور در حوادث منطقه اي وبين المللي و نقش فزاينده هريک از اين کشورها در جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامي جايگاه ويژه اي بخشيده که لزوم روابط حسنه را برجسته مي نمايد..
نقش دو کشور در حل مسائل مختلف جهان اسلام ومنطقه با آن سابقه فرهنگي و تمدني بالا ، هيچگاه قابل انکار نبود وقطع روابط به عنوان يک حلقه مفقوده در روابط جهان اسلام وجهان عرب تلقي مي شد.
سياست خارجي مصر متاثر از متغيرهاي بين المللي ومنطقه اي است و اين کشورهيچگاه بدون تاثير پذيري از قدرت هاي منطقه اي وخارجي هرگز نمي تواند سياست خارجي خود را بر اساس منافع ملي ومصلحت جهان اسلام تنظيم کند و حتي اين شائبه بوجود مي آيد که مصر بدليل دريافت کمک هاي مالي زياد از آمريکا و ترس از تقويت جايگاه گروه اخوان المسلمين نمي تواند با ايران رابطه برقرار کند.
مصرهمواره پيش شرط برقراري رابطه با ايران را حل اختلافات موجود ميان ايران و آمريکا مي داند واين موضوع مهمترين مانع بر سر راه برقراري رابطه ميان اين دو کشور اسلامي تلقي مي شود.